تبليغاتX
وبلاگ شخصی هادی آفریده
وبلاگ شخصی هادی آفریده
فیلم کوتاه ومستند
روزنامه بانی فیلم :برداشت سی وششم

منبع : برداشت سی و ششم

 

 به بهانه پایان سی وششمین جشنواره بین المللی فیلم رشد

 

نوشته شده در روزنامه بانی فیلم به تاریخ 23 آبان 1385

 

راستش اصلا با خودم قراری نگذاشته بودم که بعد از پایان جشنواره فیلم رشد  نقد  مقاله  گزارش  و یا هر چیز دیگری بنویسم و اون رو انتشار بدم اما چون این روز ها در سینمای ما اتفاقات و رویدادهای عجیب و غریب زیادی روی می دهد با خودم گفتم بد نیست من هم دست به قلم شم و در کنار قلم به دستان فرهیخته سینمای کشورم قلم فرسایی کنم . ماجرا از روز اکران فیلم اینجانب مستند : زیردرختان کاج  در جشنواره رشد شروع شد سالن نمایش تالار فرهنگ بود یک تالار تقریبا تعطیل که از صندلی ها گرفته تا پرده نمایش و سیستم صوتی و تصویری کاملا منسوخ شده است و  وقتی فیلم روی پرده به نمایش گذاشته می شود شما را به یاد تصاویر اولیه تاریخ سینما می اندازد و باعث می شود که برای شادی روح برادران لومیر فاتحه ای هم بفرستید... در سالن نمایش تماشاگران اندک دانش آموزانی بودن که پس از گذشت چند دقیقه از فیلم معلمانشان  تشخیص دادند که به مدرسه باز گردند ودانش آموزان ناراحت وبا چشمان گریان از حضور درسینما محروم شدند وسالن راترک کردن ... در پایان نمایش فیلم وقتی به عنوان کارگردان به یکی از مسولین جشنواره در تالارفرهنگ  گفتم : آقا این وضیعت سالن و پخش فیلم اصلا مساعد نیست .آن مرد فقط به من لبخند زد وگفت : آقا ما  کاره ای نیستیم ... ! حالا به اختتامیه جشنواره می رسیم در تالاروحدت بیشتر مهمانان از آموزش وپرورش و دانش آموزان بودن وکمتر سینماگر و فیلمسازی دراین رویداد سینمایی دیده می شد! در سالن انتظار یک میزبود وچند جوان که نشریه روزانه رابه مهمانان هدیه  می دادند وقتی پرسیدم که آیا برای جشنواره کاتالوگ چاپ شده ؟ جوان گفت : امروز به دستمان رسیده و در آن لحظه های اول تمام شده   گفتم : آقا من از فیلمسازان جشنواره هستم مگه به هر فیلمساز یک کاتالوگ نمی دهین؟ ( البته فیلمسازی که کارت شناسایی جشنواره رشد برایش توسط دبیرخانه جشنواره صادر نشده ) ! ... درهر صورت موفق شدم توسط دوستی صاحب یک کاتالوگ از جشنواره شوم  وقتی بارها وبارها کتاب جشنواره را ورق زدم متوجه شدم از فیلم من هیچ نام ونشان یا عکسی از فیلم یا کارگردان به چاپ نرسیده و یا از قلم افتاده ویا هزار اتفاق دیگر !؟! اما در عوض نام همکاران فیلمساز برای یک فیلم دو یا سه بار در کتاب جشنواره تکرار شده است . یادم آمد که دفتر جشنواره دو بار از من عکس صحنه گرفته وهربار هم با لبخند گفتن : شرمنده گم شده ... ! وقتی این مسله را بعد از اختتامیه به دبیر جشنواره . مدیر اجرایی جشنواره و دیگر همکارانشان  گفتم همه با لبخند گفتند: اتفاق دیگه پیش میاد !!!  راستش فکر میکنم جشنواره ای که سی و شش دوره ازحیات آن می گذرد و قدیمی ترین جشنواره سینمای کشورمان است نباید به تمام اشتباهات و کم کاری های اجرایی ومدیریتی به سادگی لبخند بزنه این جشنواره با داشتن سالنهای زیادی در سطح شهر به نظرمن موفق نشد مخاطبین عام و دیگر هنرمندان را جذب سالنهای نمایش فیلم کند واین دانش آموزان بودن که دربعضی از سانسها درنقش سیاهی لشکر به سالنها رونقی کاذب می دادند  دانش آموزانی که خیلی وقتها به صورت کامل دریک سانس این شانس را پیدا نمی کردن به تماشای کامل فیلمها بنشینند و جشنواره ای که مدعی است که به صورت بین المللی برگزار میشود به فیلمسازان حتی گواهی شرکت نمی دهد ! و خیلی راحت نام چند فیلم را از کتاب جشنواره از قلم می اندازد یا حذف می کند !  فکر میکنم برگزاری این جشنواره به این دلیل است که بگوییم ما هم جشنواره ی آموزشی داریم وغیرو ... بهتر می شد که وزارت آموزش و پرورش چند سالی به این جشنواره استراحت بدهد وبه ترمیم ساختاری آن بپردازد و با هزینه برگزاری این جشنواره به رشد فیلمسازی فیلمهای آموزشی و پرورشی کمک کند که مجبور نشوند آثاری را در جشنواره نمایش دهند که محصول سالها پیش سینمای ایران است و دبیرخانه جشنواره هم می تواند با همکاری معاونت سینمایی و دیگر جشنوارههای موفق ایرانی یا خارجی اصول اولیه برگزاری و برخورد با مخاطبین و فیلمسازان جشنواره را فرا گیرند و ما دیگر شاهد این نباشیم استاد بزرگی چون:  خسرو سینایی  اختتامیه جشنواره را با ناراحتی ترک کند.

هادی آفریده

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

 
business articles