تبليغاتX
وبلاگ شخصی هادی آفریده
وبلاگ شخصی هادی آفریده
فیلم کوتاه ومستند
عیار تنها (بهرام بيضايي)

آنچه که در پائین می خوانید خارج از مطالب و موضوع این وبلاگ است اما آنقدر اهمیت دارد ومهم است که برخورد لازم دانستم ایم مهم را انجام دهم موضوع مربوط به بزرگ داشت استاد بهرام بیضایی که به نظر من بزرگترین وشاخصترین هنرمند ایرانی است که همچون ستونهای تخت جمشید استوار و قدرتمند ایستاده و جاودانه است در تاریخ ۵ دی ماه ۱۳۸۵ در خانه هنرمندان ایران ساعت ۶ در این مراسم حاضر شدم و چون این رویداد برای من بسیار ارزشمند و مهم است و بدون شک یکی از خاطره انگیزترین رویدادهای زندگی من بشمار می رود آن را با شما خوبان در میان می گذارم

مي‌خواستم از كارهاي نكرده‌ام بگويم، اما ...< مراسم بزرگداشت بهرام بيضايي برپا شد >

 

جمعي از هنرمندان وعلاقه‌مندان تئاتر، سينما و ادبيات شب گذشته ـ سه‌شنبه ـ در خانه هنرمندان ايران گردهم آمدند و شصت و هشتمين سال‌روز تولد بهرام بيضايي را جشن گرفتند. به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، در اين مراسم كه با حضور هنرمنداني همچون محمود دولت‌آبادي، شهلا لاهيجي، حميد امجد، مهدي هاشمي، فاطمه معتمدآريا، بابك احمدي، آيدين آغداشلو برگزار شد، بهرام بيضايي گفت: هر چند از بخشي جامعه دلخور هستم، اما بخش ديگري از جامعه همواره از افرادي همانند من، دولت‌آبادي، بابك بيات و ... خواسته و مي‌خواهد كه بمانيم و كار كنيم. بيضايي اظهار اميدواري كرد: نسل جوان بهتر و بيشتر از نسل قبل كار كند و تاكيد كرد: نسل جوان نوآوري‌هايي مي‌آورد، كه ما تنها بخشي از آن را تجربه كرده‌ايم واين نسل حتما موفق خواهد شد. وي ضمن اشاره به سخنان سخنرانان حاضر در مراسم گفت: من تئاتر و سينما را خيلي دوست داشتم و تلاش كردم شناخت بيشتري نسبت به آنچه به آن علاقه‌مند بودم، پيدا كنم و امروز هم مطمئن نيستم كه موفق شده باشم. بهرام بيضايي با اشاره به كم كاريش در سينما گفت: آن گونه كه دوستان عنوان مي‌كنند، دهها فيلم نساخته‌ام تنها 9 فيلم بلند و سه فيلم كوتاه ساخته‌ام، هر چند براي ساخت همين فيلم‌ها هم تلاش بسياري كرده‌ام. وي متذكر شد: مي‌خواستم امشب از كارهايي كه نكرده‌ام، بگويم اما آن قدر طولاني است كه نه وقت و نه حوصله من و شما مجال پردختن به آن را نمي‌دهد و من هم قصد ندارم حرفهايم رنگ گلايه به خود بگيرد. به گزارش ايسنا، نخستين سخنران اين مراسم بهروز غريب‌پور بود كه بيضايي را اين چنين توصيف كرد: بيضايي مانند تخت جمشيد انكارناپذير است. يك بناي تاريخي است كه با خاك، آب و هوا و عشق ايران زاده و پرورده شده است. غريب‌پور، بيضايي را چراغ راه نسلهاي بسياري دانست و گفت: ما از اين استاد بزرگ آموختيم با همه مشكلات بسازيم و گرچه گلايه و فرياد نهاني داريم، اما عشق را در دلمان هرگز فراموش نكنيم. وي گفت: بيضايي اعتماد به نفس يگانه‌اي به تئاتر ايران بخشيد وبا معرفي تعزيه، تخت حوضي، عروسكي و ... ما را شيفته هنر وطن‌مان كرد. در ادامه علي دهباشي، مدير مسوول نشريه «بخارا» كه به همت اين مجله، اين مراسم برپا بود، گفت: 51 سال از نگارش نسخه اوليه «آرش» مي‌گذرد و اين قلم در طول نيم قرن علي‌رغم مشكلات و كارشكني‌ها، همچنان نوشته است. به گزارش ايسنا، با پخش قطعاتي از فيلم‌هاي «عمو سبيلو»، «رگبار»، «كلاغ»، «غريبه ومه»، «سفر»، «چريكه تارا»، «مرگ يزدگرد»، «باشو غريبه‌اي كوچك»، «شايد وقتي ديگر»، «مسافران»، «گفت‌وگو با باد»، «سگ‌كشي» كه توسط واروژ كريم مسيحي، سامان خادم و شهروز توكل ساخته شده بود، مروري بر كارنامه سينمايي بيضايي شد. مژده شمسايي، همسر بهرام بيضايي نيز ضمن گراميداشت ياد قربانيان زلزله بم، تولد بهرام بيضايي را به همه دوستداران فرهنگ وهنر تبريك گفت. شمسايي بخشي ازنمايشنامه اخير بيضايي، «سهراب كشي مويه تهمينه» را كه دو شب قبل، نگارش آن به پايان رسيد ، روخواني و اظهاراميدواري كرد اين نمايشنامه توسط بيضايي اجرا شود. همچنين آيدين آغداشلو، ديگر سخنران مراسم گفت: بيضايي، آبروي نسل ما و نسل‌هاي بعدي است. وي ادامه داد: بيضايي بر سر چهار راهي قرار گرفته كه از سويي حلقه اتصال گذشته و حال و از سويي ديگر حلقه پيوند شرق و غرب است. آغداشلو، نگاه بيضايي را تاريخي توصيف كرد و گفت: نگاه تاريخي و اساطيري او بيانگر وضعيت حال ماست و همواره در آثارش به اين پرداخته است كه ما كه هستيم و از آنجا آمده‌ايم و چرا چنين شديم. وي ادامه داد: باعث تاسف است شرايط هنرمندي چنين كوشا ونيرومند و سرشار از فكرهاي درخشان، درتناقضي چنين غم‌انگيز، به گونه‌اي باشد كه كمتر بتوانند كار كنند. آغداشلو متذكر شد: حال كه شايسته‌ترين دهه عمر اوست بايد بتواند عالي‌ترين آثارخود را به ثمر رساند. وي با اشاره به سه نمايشنامه اخير بيضايي گفت:‌در اين آثار، دلتنگي ودلشكستگي ودادخواهي او به خوبي نمايان است و آخرين كلامي كه مي‌توانم به او بگويم همان كلام آخر افشين، سردار بزرگ ايراني است: «آسانيا» يعني سهل است و مي‌گذرد. بابك احمدي نيز در بخشي از اين مراسم گفت: بيضايي هميشه اين را به ما ياد داده كه به فرهنگ احترام بگذاريم و هر چند امروز تولد اوست، او به ما هديه داده و ما چيزي نداريم كه به او هديه دهيم. وي، بيضايي را يكي از نوآورترين هنرمندان و سازنده تئاتر نوين ايران دانست و گفت: در دهه 40 بيضايي موفق شد مردم را به تئاتر مدرن پيوند زند. احمدي خاطرنشان كرد: بيضايي به ما مي‌آموزد چگونه بنگريم و چگونه زندگي كنيم و از اين جهت معلم بزرگي است. او دوستدار ملت ماست و كمبودهاي ما را به خوبي مي‌داند ودر يك كلام بزرگترين هنرمند زنده ماست. به گزارش ايسنا، سپس اصغر همت، متن پيام محمود دولت‌آبادي را قرائت كرد: دولت‌آبادي در بخشي از اين پيام آورده است: « بهرام بيضايي در هر مجال اندك حتي به اندازه يك نقش، دوام آورد و كار كرد. اگر نتوانست تئاتر كار كند فيلم ساخت واگر ساخت فيلم هم ميسر نشد، درباره ريشه‌هاي افسانه‌هاي ايراني، كتاب نوشت.» دولت‌آبادي در بخش ديگري از اين پيام مي‌گويد: « در آغاز دهه 40 جواني به عرصه تئاتر پا نهاد كه نه تنها سرگذشت تئاتر معاصر را مرور و مشاهده كرده بود بلكه جست‌وجوهايي ژرف در قصه‌ها واساطير ايراني انجام داده بود، به طوريكه تئاتر ملي در بيضايي، تجلي پژوهمند و آگاهانه‌اي يافته بود. وي با اشاره به ويژگي‌ها آثار بيضايي، نمادين بودن و تغيير سه عنصر موضوع، شيوه اجرايي و زبان را از جمله اين ويژگي‌ها دانسته است. دولت‌آبادي در اين پيام آورده بود:« در آغاز دهه 40 «ديوان بلخ» را در گروه هنر ملي روخواني كرد. من شيفته شيوه اجرايي نوين و زبان آن شدم. در باور من بود يك سعدي ديگر در فارسي متولد شده است. كسي كه زبان نياكان را امروزي كرده آن هم براي صحنه ونمايش.» دولت‌آبادي، بيضايي را هنرمند نو انديش كهن‌شناس توصيف كرد و گفت: «اكنون كجاست؟ آيا او را مي‌شناسم؟ هزار سال است او را نديده‌ام نه او هست ونه من. تنهاترين تنهايان تاريخ كه حتي عياران را هم به تنگ مي‌آورد، آيا او اينجاست؟ اگر هست، سلام مرا به او برسانيد.» مهدي هاشمي ديگر سخنران حاضر در مراسم گفت: تبريك به ما كه 68 سال پيش بهرام بيضايي متولد شد تا در شعاع اين فر ايزدي،‌عده ديگري نوراني شوند. هاشمي در سخنان خود به وجه ديگري از شخصيت بيضايي اشاره كرد و گفت:‌او در عين حماسي بودن و خمشگين بودن،پر از لطايف، طنز و فرمي است و همچون چاپلين گاه با طنزي گزنده به خود مي‌تازد. هاشمي گفت: رنج پارسي بودن و فرزند فردوسي بودن نگذاشته از زيستن خود لذت ببرد. به گفته‌ي هاشمي، بيضايي هم آرش است، هم بهرام، سياوش، تهمتن تهمينه و هر آنكه هست جام‌جم در دست دارد و نگران ميراث نياكان خويش است.

گزارش تصویری ایسنا: شماره یک . گزارش تصویری ایسنا: شماره دو

بازتاب این رویداد بزرگ در سایتهای مختلف داخلی وخارجی بسیاربود به عنوان نمونه :

منبع : گزارش کامل این مراسم در بی بی سی فارسی به روایت :

بهرام بیضایی : هجده سال مانع از اجرای نمایش های من شدند

مژده شمسایی : بیضایی عمرش را راه فرهنگ این سرزمین وقف کرده است

آیدین آغداشلو : باعث تاسف است که به هنرمندی چون بیضایی اجازه کار نمی دهند

بابک احمدی : دو نسل از روشنفکران ایرانی مدیون بیضایی هستند

محمود دولت آبادی : بیضایی یکی از ارکان درام نویسی در ایران است

مهدی هاشمی : وقتی درهنگام اجرا چند قسمت را فراموش کردم، بیضایی گفت این جوری مدیران از دست ما راحت می شوند

گزارش سایت  خانه هنرمندان ایران هم در زیر می خوانید :

:: بیضایی مثل تخت جمشید است ، کسی نمی‌تواند انکارش کند

:: بهرام بیضایی آبروی همه‌ی نسل‌ها است

:: بیضایی زندگی ما را معنا می‌دهد

:: عیار تنها

گزارش تصویری خانه هنرمندان ایران در شب بهرام بیضایی

منبع : شناختنامه بهرام بيضائی

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

روزنامه ايران > شماره 3508 6/9/85 مروري بر سير فيلم كوتاه ايران

مروري بر سير فيلم كوتاه ايران به مناسبت جشنواره فيلم كوتاه تهران
سياه مشق هاي تجربه


منبع روزنامه ایران : نويسنده: رامتين شهبازي

فيلم كوتاه در چند سال گذشته پس از رخوتي چند ساله، جاني دوباره يافته است و به يكي از شكل هاي قابل بحث در سينما بدل شده است. از آن رو كه هنوز حسرت اكران عمومي اين فيلم ها - به هر شكلي- در دل سينماگران سازنده اين فيلم ها باقي مانده، جشنواره فيلم كوتاه تهران از معدود عرصه هايي به شمار مي آيد كه سينماگران مي توانند به تماشاي عمومي كارهاي خود و ديگر دوستان خود بنشينند. اين زمان همچنان فرصت خوبي است تا منتقدان نيز به ارزيابي عملكرد اين فيلمسازان- عموماً جوان- بنشينند و از رهگذار تماشاي آثار، روند تكاملي اين سينما را مورد ارزيابي قرار دهند.
    فيلم كوتاه در رشد طبيعي خود جزو شكلي از سينما محسوب مي شود كه براي بقا نيازمند نگاه حمايتي است. به دليل دسترسي نداشتن به بازار عمومي، تهيه كننده خصوصي كمتر تن به سرمايه گذاري در اين عرصه را مي دهد.مگر برخي سازمان ها كه براي انجام كارهاي فرهنگي بودجه اي تعريف شده را به اين امر اختصاص مي دهند. از همين روي سينماگران اين عرصه، به طور خاص چشم به حمايت هاي دولتي مي دوزند. اين مسأله را مي توان از دو منظر مورد بررسي قرار داد. سويه خوب اين شكل حمايت ها، ايجاد شغل و اجازه بروز خلاقيت هاست. اتفاقي كه در اين سال ها بسيار رخ داده و اگر فيلمسازان بر آمده از تلويزيون را در عرصه سينما منها كنيم، بسياري از سينماگران فعال فيلم بلند از رهيافت فيلم كوتاه در سال هاي دور و نزديك قدم به سينماي حرفه اي بلند نهاده اند. اما اشكال حمايت هاي يك سويه دولتي در اين عرصه تك آوايي شدن نگاه فيلمسازان است. هر ارگان دولتي حق طبيعي خود مي داند كه قوانيني را وضع كند و در حيطه اين قوانين فيلمسازان را مورد حمايت قرار دهد. البته، تنوع آثار كوتاه عرضه شده در ساليان اخير گواه اين ادعا بوده كه چندان نبايد دل نگران اين مسأله بود.
    فارغ از اين نگره هاي كلي كه براي ابتداي بحث بد نبود، مي توانيم با گشت و گذار در جشنواره فيلم كوتاه امسال به چشم اندازي كلي، از اين سينما در قالب كلان سينماي ايران دست يابيم.
    فيلم كوتاه در ابتداي حركت و تولد جدي خود كه ۹ سالي بيشتر از آن نمي گذرد، مسيرهاي مختلفي را تجربه كرده است. اين سينما در آغاز راه گرفتار فرم بود و پس از اين كه از مقوله فرم اشباع شد به محتوا روي آورد. اين محتوا زدگي هم دوباره راه به جايي برد كه سينماگران راهي را جست و جو كنند كه اين فرم و محتوا در قالب مناسبي با يكديگر همنشيني پيدا كنند. سؤال عمده اي كه فيلمسازان در روزهاي نخست به دنبال ارائه تعريف دقيقي از آن بودند، تعريف فيلم كوتاه بود. در صورتي كه پس از چند سال، سؤال ديگري پيش روي آنان رخ نمود و آن اين كه ساختن فيلم كوتاه چه تجربه اي را براي آنها به همراه داشته است. اين سؤال آنها را در هريك از زيرشاخه هاي اين سينما، يعني انيميشن، داستاني، مستند و تجربي با پاسخي متفاوت رو به رو مي كرد. اين زير شاخه ها براي خود مسائل معتنابهي نيز داشتند كه پرداختن به جزئيات بود و امروز نوبت پاسخگويي به اين جزئيات است. فكر مي كنم امروز فيلم كوتاه به جايگاهي رسيده كه نمي توان از آن توقع تكرار اشتباهات اوليه را داشت و بايد كوشيد به سؤالات جزئي آن پاسخ گفت. اگرچه سينماي مستند خود از اين كه زيرشاخه اي صرف براي فيلم كوتاه تعريف شود فراتر مي رود و پرداختن به آن خود مجالي مفصل مي طلبد، اما به مناسبت اكران آثار به نمايش در آمده در جشنواره اين دوره، نظري كوتاه هم بر اين شكل سينمايي مي افكنيم.
    يكي از مسائلي كه هنگام توجه به جزئيات بايد آن را مورد نظر قرار دهيم، توجه به تكنسين- هنرمنداني جز نويسنده و كارگردان است كه در شكل هاي مختلف فيلم كوتاه اهميت مي يابند. فيلمبردار- تصوير بردار، تدوينگر، سازنده موسيقي متن و.... عناصري از پيكره يك فيلم هستند كه هنوز، دست اندر كاران فيلم كوتاه آن را جدي نمي گيرند و بزرگترين ضربه ها نيز از سوي همين منظر به فيلم هاي كوتاه وارد مي آيد. برخي كمبود بودجه را بهانه مي كنند و به همين منظور زماني كه به تيتراژ فيلم ها نظر مي افكنيم، با اين مسأله مواجه مي شويم كه انجام بيشتر اين كارها را يك نفر بر عهده داشته است. در صورتي كه با يك مرور كلي به اين نتيجه مي رسيم كه همين سينماي فيلم كوتاه، هنرمندان مختلفي را غير از كارگردان به عرصه سينما معرفي كرده كه نمونه بارز آن، فيلمبرداري مانند تورج اصلاني است. سامان سالور هم كه امروز كارگرداني را ترجيح مي دهد پيش تر به فيلمبرداري فيلم هاي كوتاه و مستند مشغول بوده است. در كنار اين مسائل، بازيگري نيز از ديگر مشكلات در فيلم هاي داستاني كوتاه به شمار مي آيد كه فيلمسازان تلاشي براي توجه به آن از خود نشان نمي دهند. براي آسيب شناسي گونه هاي طبقه بندي شده براي فيلم كوتاه بد نيست هريك را در شاخه اي مجزا مورد بررسي قرار دهيم. البته، آنچه مسلم است اين نوشتار نمي تواند همه آثار را با عنوان جزئيات به بحث بنشيند. آنچه عرضه مي شود، منظرگاهي كلي است از برخي فيلم ها.
    مستند
    فيلم هاي مستند در ميان ساير گونه هاي فيلم كوتاه از كم اشتباه ترين آثار محسوب مي شوند. فيلم مستند، از فرآيند تركيب نگاه كارگردان و سوژه شكل مي گيرد. در مرحله نخست، انتخاب سوژه و بعد مرحله تحقيق، فيلمبرداري و در نهايت، تدوين مراحل مختلف ساخت يك اثر مستند به شمار مي آيند. در اين چند مرحله آن چه مهم به نظر مي رسد، فر آيند سوژه يابي است. بيشتر كارگردان هاي تجربه گر در اين عرصه مي پندارند كه سوژه شان بهترين سوژه است. بعد مراحل تحقيق و شكل گيري بصري اثر هم در همين راستا تعريف مي شود. اين در حالي است كه جذابيت سوژه براي مخاطب خود اصلي مهم به شمار مي آيد.
    كارگردان فيلم مستند در هر جايگاهي كه باشد در انتها، نخواهد توانست نظاره گر بي طرف سوژه اش باشد تا فقط حقيقت را بر نوار فيلم خود ثبت كرده باشد. زاويه دوربين، ميزانسني كه كارگردان براي موضوع خود تدارك مي بيند و.. جملگي او را به درك واقعيت نزديك مي كند. پس باز هم ناخواسته پاي فرآيندي دراماتيك در ميان است. از همين روي، مي خواهم دو اثر بخش مسابقه جشنواره مالا(كورش فرزانگان) و قبل از طلوع(كاوه بهرامي مقدم) را با هم مقايسه كنم. در مالا، فرزانگان از وضعيت معاش صيادان ماهيگير صحبت مي كند. او سعي دارد از زواياي مختلف بحث را به نظاره بنشيند. اما براي فاصله گذاري گه گاهي به مدد حضور يك نقاشي، نگاهي كاملاً نا همسو با شيوه ترسيمي، روايتش را انتخاب مي كند. مهمي كه موجب شكل گيري نوعي فاصله گذاري شده و تماشاگر را دائم به اين سو مي خواند تا ابعاد مختلف سوژه را مورد بررسي قرار دهد. در همين راستا نگاه كارگردان به آنچه براي طرح موضوع برگزيده، آشكارا روشن مي شود. اما اين اتفاق در زمينه فيلم بعدي رخ نمي دهد. كارگردان چنان محو سوژه شده كه حتي ذره اي به خود اجازه نمي دهد كه از آن فاصله بگيرد. گويي مي پنداشته با اين كار اهميت سوژه از ميان خواهد رفت. البته، آن چه مسلم است، مي توان نكته هاي مختلفي را از بين تعداد زيادي مستند كه در اين جشنواره به نمايش در آمده برگزيد و پيرامون آنها بحث كرد اما اين كار ممكن است بحث را به درازا بكشاند و ما هم به بررسي نمونهيك يا دو فيلم اكتفا مي كنيم. به هر حال با نگاهي دقيق مي توان جزئيات سينماي مستند را نيز مورد توجه قرار داد.
    داستاني
    در اين زير شاخه فيلم كوتاه،علاوه بر كارگرداني دقيق پاي مسائل متفاوتي از جمله فيلمنامه، بازيگري، درام پردازي و... به ميان مي آيد. در اين شكل هم انتخاب يك داستان مناسب از اهم مسائل به شمار مي آيد. يك كار داستان كوتاه هر اندازه هم قدرت بصري بالا داشته باشد، اما اگر قابليت هاي فيلم كوتاه را مورد توجه قرار ندهد، راه به منزل نخواهد برد. اخيراً برخي از فيلمسازان مطرح جهان، فيلم هاي كوتاهي را جلوي دوربين برده اند كه به مسأله زمان مي پردازد. به زودي درنوشتاري جدا به آن خواهم پرداخت، بد نيست سينماگران جوان اين فيلم ها را ببينند. برخورد كارگردان هاي نسل هاي مختلف در شيوه روايت ها كاملاً با يكديگر متفاوت به نظر مي رسد. يك كارگردان، يك برهه از زمان را دستمايه قرار داده و سعي كرده جزئيات آن را بسط دهد و برخي ديگر كوشيده اند چند زمان مختلف را با هم همنشين كنند. در نهايت، آن چه در يك نگاه كلي جالب به نظر مي رسد، دقت نظر در طراحي يك فيلمنامه دقيق است. سينماگران فيلم كوتاه ايراني گه گاه با ايده اي جالب برخورد مي كنند. اما در ادامه قادر به بسط اين ايده نمي شوند. يا آنچنان به دام شكل هاي بصري گرفتار مي آيند كه ابعاد داستان گويي و شخصيت پردازي را فراموش مي كنند.
    به طور مثال، در فيلم باد(مجتبي اسيناني ) فيلمساز به لحظه دراماتيكي دست پيدا مي كند. اما آنچنان گرفتار فصاي تصويري فيلمش مي شود كه اين داستان گويي در توجه به فرم گم مي شود. از آن رو كه تصوير بردار كار هم از پس موقعيت بر نمي آيد، بنابر اين، موقعيت نخستين هم از دست مي رود. اما كارگرداني مانند
هادي آفريده در پدر با توجه به اين كه ضعف هايي در جنس تصويري كارش برگزيده، براي نمونه، فصل هايي كه پدر
در تاريكي شب در آژانس قرار دارد به وضع بهتري نسبت به اسيناني دست مي يابد. اگرچه زماني را كه آفريده به زمان سينمايي كارش اختصاص مي دهد، (زماني كه ما مي بينيم) بسيار بيشتر از زماني است كه مي بايد صرف شخصيت پردازي مي كرد.
    اما در جنسي ديگر از قصه گويي با عنصري به نام نبود ايجاز در روايت كه مختص فيلم كوتاه است مواجه مي شويم. دو فيلمي كه به آنها خواهم پرداخت متعلق به بخش كارگردان هاي فيلم هاي اول است. آبتين و آرمين حشمتي در تصوير كردن داستان تنها صداست كه مي ماند، بيش از حد به مقدمه مي پردازند و با همين طولاني شدن داستان همه ايده را قرباني مي كنند. اينجاست كه به بحث هاي ابتدايي مطلب مي رسيم و آن هم لزوم وجود تكنسين هايي حرفه اي مانند يك تدوين گر است. يا در خانم و آقاي داودي (سودابه شمس) نيز با مسأله اي چنين مواجه هستيم. تأكيد بر فضا به عنوان بستر اصلي داستان و نبود شخصيت پردازي صحيح، ناگهان شخصيت ها را در يك دايره به تكرار مي كشاند كه با حذف آن مي توانست تأثير گذار تر باشد.
    بنابراين، آن گونه كه مي توان نتيجه گرفت، روايت و داستان پردازي در كار كوتاه دشواري هايي به همراه دارد كه گاه از فيلم بلند سخت تر به نظر مي رسد.
    انيميشن و تجربي
    اين دو بخش را كنار هم آوردم چون از شكل هاي مهجورتر فيلم كوتاه هستندو آن گونه كه بايد و شايد مورد توجه واقع نشده اند. سينماي انيميشن ايران با اين كه عرصه نمايش بيشتري نسبت به ساير شاخه هاي فيلم كوتاه داشته است، آن چنان كه بايد از برخي نقاط رشد نكرده و قابل آسيب شناسي است. اگرچه گه گاه ايده هايي جذاب در بين آثار به چشم مي آيند و تكنيك ها هم بد نيست، اما فيلمنامه ها بشدت دچار ضعف هستند. اين حيطه عرصه اي كاملاً تخصصي است كه بحث پيرامون آن را در فرصتي ديگر به كارشناسانش وا مي گذاريم.
    اما در عرصه تجربي آن چه به وضوح تماشاگر را مي آزارد، اين است كه برخي از فيلمسازان تعريف مشخصي از اين شكل سينما ندارند. تجربه در عرصه سينما به معناي نفي سينماي كلاسيك نيست. سينماگر تجربه گر با علم و اشراف به قوانين كلي سينما دست به تجربه مي زند. برخي از سينماگران جوان بدون احاطه به نگره هاي كلي سينما كه تا امروز مطرح بوده يكسره همه چيز را زير سؤال مي برند. آن گاه سعي مي كنند اين دغدغه هاي ناپخته خود را پيش چشم مخاطبان قرار دهند. اما، در اين ميان مي توان فيلم هايي را هم سراغ گرفت كه راه به خطا نمي برند و مي توان به عنوان الگويي موجه آنان را مورد بحث قرار داد. آثار شهرام مكري از اين دست فيلم ها به شمار مي آيد. فيلم محدوده دايره مي كوشد نگاهي ديگر از شيوه هاي فرمال روايت را ارائه كند. مكري در يك سكانس پلان ۱۵ دقيقه اي حركتي مدور را آغاز مي كند و از پس گذاري دوباره به نقطه نخست باز مي گردد. او در اين زمان محدود به چند روايت مي پردازد كه دائم يكديگر را قطع مي كنند و از اين منظر چون وقايع را از زواياي متفاوتي تصوير مي كند، اين امكان را به بيننده اش مي دهد تا به قضاوتي درست از يك واقعه و يا فضاي اطرافش برسد. دوربين سيال او نيز به هيچ وجه به سوژه ها چندان نزديك نمي شود و از فاصله اي تعريف شده آنها را مي نگرد. همين موجب مي شود ذهن تماشاگر دائم در يك فرآيند سيستماتيك نسبت به موقعيت هاي داستان واكنش نشان دهد. اتفاقي كه در فيلم قبلي او توفان سنجاقك نيز رخ داده بود. او بسيار ساده بدون اين كه تصوير را به چند قسمت تقسيم كند يا اين كه اسكوپ تصوير را از بالا و پايين به چپ و راست بكشاند، بسيار ساده زمان، موقعيت ها، شخصيت ها و تماشاگر را درگير يك بازي جذاب مي كند. بحث سينماي تجربي هم از آن بحث هاي مفصل است كه مجالي جدا براي طرح طلب مي كند.
    به هر حال، اين همه اشتياق قابل تقدير است. هنگام گفت و گو و بحث، بسياري به اين اذعان داشتند كه نتوانسته اند به آنچه در ذهن داشته اند دست يابند. اين نگاه شجاعانه درس عبرت بزرگي براي اميد به آينده است.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

جوابيه : و نوشته بوديد... به روزنامه جوان
جوابيه:
و نوشته بوديد...
 
red.gif
 منبع روزنامه جوان : در پى انتشار مصاحبه اى در حاشيه جشنواره فيلم كوتاه تهران با تيتر «به نام پدر» كه در صفحه سينما و تئاتر در تاريخ شنبه ۴/۹/۱۳۸۵ چاپ شده اينجانب هادى آفريده فيلمساز و مستندساز اعتراض خود را نسبت به شايعه پراكنى و توهين مستقيم كه به اينجانب وارد آمده است اعلام مى كنم و خواهشمندم طبق قانون مطبوعات جمهورى اسلامى ايران جوابيه اينجانب در همان صفحه منتشر شود.
در آن مصاحبه آمده است:
«دو فيلم كوتاه داستانى هر دو با نام «پدر» در جشنواره امسال هست. يكى را هادى آفريده، فرزند مدير سابق انجمن سينماى جوان، كارگردانى كرده و آرش رصافى، مدير دفتر تهران انجمن، آن را تدوين كرده و انجمن سينماى جوانان ايران تهيه كننده آن بوده است. اين «پدر» در بخش «نگاه ملى» شركت دارد.
ولى پدر ديگر را محمد حسين مهدويان جوانى از خطه بابل ساخته و هزينه تهيه آن را هم خود و خانواده اش متقبل شده اند و فيلم در بخش «سينماى جوان» پذيرفته شده. با مهدويان سازنده پدر خصوصى (!) گفت وگو كرديم كه در ادامه مى خوانيد...»
۱- در ابتدا بايد اعلام كنم كه من هادى آفريده فرزند محمد آفريده نيستم، نام پدر من حسن آفريده است.
۲- آرش رصافى به عنوان مدير دفتر تهران انجمن براى من تدوين انجام نداده است همان طور كه بنده در چندين پروژه ايشان همكارى كرده ام ايشان هم براى من كار مى كنند و به اين عمل ما مى گوييم روابط حرفه اى هنرمندانه كه اين روزها هر كسى اين فهم و درك را ندارد كه در هنر بايد روابط دوستانه و كارى حاكم باشد، اين روزها همه به زير آب زنى و پشت هم بدگويى كردن عادت كرديم.
۳- و نوشته بوديد كه انجمن سينماى جوانان ايران تهيه كننده من بوده است. بله انجمن سينماى جوانان ايران وظيفه دارد كه از استعدادهاى جوان و افرادى كه سال ها در هنر اين مملكت تلاش مى كنند حمايت و پشتيبانى كند و با حرفه اى ها هم قرارداد بنويسد و فكر مى كنم منى كه از ۱۳۷۹ در اين مملكت مشغول فيلمسازى هستم و چندين عنوان فيلم كوتاه و مستند توليد كرده ام كه در جشنواره ها حضور داشته و كسب مقام نيز كرده اين حق را دارم كه دو قرارداد حرفه اى با انجمن و يا هر سازمان دولتى و خصوصى ديگر هم بنويسم و فيلم بسازم.
آنهايى هم كه ناراحتند بروند تلاش بكنند فيلم ببينند، عكاسى كنند، تئاتر بازى كنند، دستيارى كنند و طرح يا فيلمنامه قابل قبول بنويسند تا با آنها هم قرارداد بنويسند.
۴- و گفته بوديم كه فيلم كوتاه پدر ساخته من در بخش نگاه ملى پذيرفته شده است. بله به غير از اين بايد شك كرد فيلم «پدر» من محصولى حرفه اى است كه در شرايط حرفه اى و توسط يك فيلمساز حرفه اى با بازيگران حرفه اى مثل: ميكائيل شهرستانى، صديقه كيانفر، على ميلانى و... ساخته شده است و يادتان نرود كه در آيين نامه جشنواره هم آمده است فيلمسازان تجربه هاى اول و دوم در بخش سينماى جوان (آماتورها) و فيلمسازانى كه بيش از دو فيلم در كارنامه كارى خود دارند در بخش نگاه ملى (حرفه اى ها) شركت مى كنند.
۵- در جاى ديگر هم نوشته بوديد آقاى مهدويان سازنده پدر خصوصى (!)... چرا شما تعجب مى كنيد كه جوانى كه تازه دارد تجربه هاى اول و دوم خود را انجام مى دهد بايد با او قرارداد حرفه اى نوشته شود و جلوى تهيه كننده خصوصى علامت (!) مى گذاريد! من هم وقتى داشتم اولين فيلمم را مى ساختم ويدئوى اتاقم رو فروختم. مادرم هم براى عوامل آشپزى مى كرد پدرم هم سر كار نرفت و تداركاتم بود، برادرم هم حمل و نقل وسايل را برايم انجام مى داد...
در آخر فقط مى گوييم كه روزگار غريبى است منى كه از سال ۱۳۷۷ در اين مملكت كار هنرى مى كنم و كارم را با تئاتر شروع كردم و در كنار بزرگانى همچون دكتر قطب الدين صادقى، ميكائيل شهرستانى، هادى مرزبان، بهزاد فراهانى، فرزانه كابلى و... شاگردى، دستيارى و بازى كرده ام و از ۱۳۷۹ با پول توجيبى هايم فيلم ساختم امروز در مصاحبه اى كه به من هم مربوط نيست يك خبرنگار مى نويسد: (به نام پدر) يعنى محمد آفريده كه پدر من هم نيست من را بزرگ كرده وارد عالم هنر كرده من را با تئاتر آشنا كرده و او بوده كه به من گفته برو فيلم بساز؟؟؟!!!
قضاوت را به شما و خوانندگانتان واگذار مى كنم و آرزو مى كنم كه ديگر خبرنگارى در اين كشور قبل از شايعه پراكنى درباره هنرمندان و زير سوال بردن شخصيت انسانى و حرفه اى افراد اندكى انديشه كند و بعد دست به قلم شود.
با تشكر
هادى آفريده
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

نقد : پدر و جشنواره‌ . به قلم وحید فرازان

نقدی که در پائین می خوانید توسط وب سایت  سرو  به قلم وحید فرازان در حاشیه جشنواره فیلم کوتاه تهران نوشته شده . و آقای فروزان از نگاه خودشان درباره فیلم مطالب نوشتن که از ایشان بابت  توجه به فیلم تشکر می کنم

اطلاعات کامل از فیلم پدر

چهارشنبه مشكلی پیش‌‌آمد كه نتوانستم در جشنواره حضور داشته باشم.روز پنجشنبه فقط برای یك فیلم توانستم خودم را به جشنواره برسانم:"پدر" اثر هادی آفریده.فیلم كوتاه ده دقیقه‌ای كه دو بازیگر حرفه‌ای هم در آن حضور داشتند.فیلم با اینكه داستان تازه‌ای نداشت ، اما در اجرا توانسته بود حس لازم را به تماشاگر منتقل كند.البته نمایش تعصباتی كه هنوز در جامعه ما حاكم است مثل داشتن فرزند مذکر و ماندگاری نام خانوادگی و از این قبیل حرفها ، به شكلی ساده و با تكیه بر دانسته‌های قبلی تماشاگر، موجب شده كه شخصیت‌پردازی كراكتر پدر كم‌رنگ باشد و به یك تیپ تبدیل شود ؛ كه این ضعف بیشتر به فیلمنامه برمی‌گردد تا كارگردانی اثر؛ با اینكه در همه سكانسهای فیلم با اشكال مختلف فكری پدر آشنا می‌شویم : در صحنه سونوگرافی كه به جای اطمینان از سالم بودن فرزندش از جنس آن سئوال می‌كند ، دیالوگ بین دختر دیگرش با مادربزرگ بر سر چه شكلی بودن پدر در نهایت ، و دیالوگهای بین پدر و همكارانش كه سرآخر باز به چه شكلی بودن یا شبیه كی بودن ، دختر بچه تازه به دنیا آمده منجر می‌شود ،‌ بازهم عمق نداشتن افكار پدر همانطور كه اشاره شد موجب رجوع تماشاگر به دانسته‌های قبلیش از اینگونه وقایع می‌شود.بعضی از دیالوگها می‌توانست كمی لطیف‌تر و خارج از نزاكت نباشد مثل دوبار تكرار كردن " پس انداختن ..." كه البته بیشتر در مورد خانمها كاربرد دارد تا آقایان كه از زبان پدر در جواب یكی از همكارانش می‌شنویم.در نهایت سكانس انتهایی فیلم كه تردید پدر در خیابانی خلوت برای ترخیص دختر نوزادش از بیمارستان را به تصویر می‌كشید ، یكی از بهترین سكانسهای فیلم بود. فیلم "‌زیر درخت كاج " از همین كارگردان كه در جشنواره فیلم تصویر هنرمند دیدم ،‌ شاید به خاطر مستند بودنش بیشتر به دلم نشست.به امید دیدن كارهای بیشتر و بهتر از آقای "هادی آفریده".

|+| نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

پدر در سومین روز جشنواره فیلم تهران
برنامه نمايش فيلم سومين روز برگزاري جشنواره فيلم كوتاه تهران، پنجشنبه 2 آذرماه در سينما فلسطين و قيام اعلام شد.
به گزارش«پايگاه خبري فيلم كوتاه» در سالن شماره يك سينما فلسطين از ساعت 9 در بخش «بين الملل» فيلم هاي: ما كه هستيم؟ (بئاتريس پولت)، ماهي (مارك اسكروبكي)، هيدروماتوپوئتيكن (آندرياس يورگنسن)، حريم (علي شاهيده)، يخچال (انريكو فورنس)، آتش ناپاك (كلوديو بوزاتلو) و سيرك اكسفورد (استبن گيتن) به نمايش درمي آيند.
و از ساعت 11 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي:
پدر (هادي آفريده)، كافه 469 (عاطفه خادم الرضا)، ماه (علي اكبر فرشباف)، چيزي شبيه چشمهايم (هوشنگ ميرزايي)، ...ديگري (محسن آقالر)، قلب كوچك (پژمان علي پور) و همه چيز براي يك ميهمان (سارا بهرام جهان) نمايش داده مي شود.
از ساعت 13 در بخش «بين الملل» فيلم هاي: طبق عادتشان (گالينا آداموويچ)، توروالدو و درخت كريسمس (ميشل زيبر و ياكوب شو)، تاريخ (ماثيو مور)، تنها (كورين گارفين)، صدف (كيمو يلاكاس)، پيرمرد و خط (پناه برخدا رضايي) و خداحافظي از فانوس دريايي (اريك اسميت مير) به نمايش درمي آيند.
از ساعت 15 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي: همه روزهاي خوب (مهدي جعفري)، سير (جمشيد عبورزاد)، تولد (هدي مكرمي)، هنوز يك دوچرخه كم است (محمدعلي صفورا)، آهسته تر (علي خائف)،
پدر مدار صفر درجه و آقاي كاف (عماد عقلي) نمايش داده مي شود.
و از ساعت 17 در بخش مروري بر فيلم هاي مدرسه ملي فيلم، تلويزيون و تئاتر لودز و مدرسه آندره وايدا، فيلم هاي: دو مرد با يك كمد (رومن پولانسكي)، ميلنكا (يوانا ياسينسكا)، داخلي 55 (اسلاومير فابيكي)، انعكاس (ماگدا كوالچيك)، هدف (ديمين ننو)، نگهبان روشنايي (مارزنا نهربكا)، كيرك داگلاس (مارك پيوسكي)، كاراكاس (آنا بلاژچيك)، چراغ (رومن پولانسكي)، سوامي آنكاراندا (آرتور گابريسياك)، دونيا- آنجا برگشت (يوانا ياسينسكا) و داستان عاميانه (برونيسلاو زمان و اندري اورزچووسكي) به نمايش درمي آيند.
از ساعت 19 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي: زيارت (محمود غفاري)، و آنگاه از (ابراهيم جواهري)، بي خوابي (محمدجمال محمدپور)، زافيران (عبدالله حاج محمدي)، پيله (بهمن شهروان)، بركت (محمد دستمالچيان) و پيرمرد و خط (پناه برخدا رضايي) به نمايش در مي آيند.
و در آخرين سانس از ساعت 21 در بخش مرور آثار يك فيلمبردار (تورج اصلاني) فيلم سينمايي چند كيلو خرما براي مراسم تدفين (سامان سالور) نمايش داده مي شود.
در اين روز در سالن شماره 2 سينما فلسطين از ساعت 10 در بخش «سينماي جوان» فيلم هاي: پروانه ها براي چه پرواز مي كنند (محسن صالحي فر)، جيغ سرد (مهسا صدرعاملي)، خوشحال باش ميهمان داري (سمانه ممتازمند)، وصيت پدر (سيامك كاشف آذر)، ملاقات خصوصي (ساسان جوادنيا)، سيب (فتانه بلوريه) و در (مهدي دانش رفتار) به نمايش درمي آيند.
از ساعت 12 در بخش «پيامبر اعظم (ص)» فيلم هاي: پيغام بر (هادي شريعتي)، عكس يار (شهران باقري)، ذوالجناح (محمدرضا وطن دوست)، قرباني (پناه برخدا رضايي) و سيرت نيكو (سيدعلي ميرهاشمي) نمايش داده مي شود.
 از ساعت 14:30 در بخش «سينماي جوان» فيلم هاي: ترس و لرز (مريم راز)، سروا (فاطمه حيدري)، چيزي مثل (مريم خليل زاده)، به اندازه يك سيگار (ساسان سليماني)، در (مينو ايرانپور)، خانه اجدادي (سيدمرتضي سبزقبا)، سرباز صلح (ماه ملك سادات طباطبايي)، زندگي صدا (محمدرضا محقق) و و آنگاه عشق (سعيد اسدي) به نمايش در مي آيند.
از ساعت 16:30 در بخش «سينماي جوان» فيلم هاي: تنها صداست كه ماندي است (آرمين و آبتين حشمتي)، تنهام (صفايي فر و احسان شاهسوار)، سلام حزب الله (محمدحسين مهدويان)، كف (علي اسداللهي)، خانم و آقاي داودي (ناهيد شمس)، انتشار گنجشك (ابراهيم پشت كوهي) و شبي گرم (محبوبه معافي) به نمايش در مي آيند.
و از ساعت 18:30 در بخش «سينماي جوان» فيلم هاي: فرياد سكوت (عليرضا فرد)، پستوي خالي (علي بيات)، دوران (مصطفي توفيقي كاشاني)، شاطر (جمال شيرازيان)، خلوت (احمد رمضاني)، بن بست مهربان (نرگس آبيار)، نقش سفيد (عليرضا سليماني) و مستانه (سيده معصومه حجازي) نمايش داده مي شود.
از ساعت 20:30 در بخش «چشم انداز سرزمين زيباي ما» فيلم هاي: به سوي درخت زندگي (محسن رمضانزاده)، شروه نواي دل (مسعود ميمي)، نقش (سعيد شاه حسيني)، آخرين رقص كلكت (ماريا اميري)، بندر لافت (منعم قائدي) و نوروز (حسن دهقاني كمارجي) به نمايش در مي آيند.
همچنين در سالن شماره 3 سينما فلسطين از ساعت 9:30 در بخش «چشم انداز سرزمين زيباي ما» فيلم هاي: پيرمرد و قلعه (حسين ريگي)، حريم (علي شاهيده)، آواز چگور (فريد مسعود اسماعيل پور)، از ساحل كوه تا قله دريا (كوروش گرمساري)، دام (فرشاد فداييان) و رقص عشق (بهزاد خداويسي) نمايش داده مي شود.
از ساعت 11:30 در بخش «سينماي جوان» فيلم هاي: درلابلاي باد (تقي اسفنديار)، اسر 57187 (وحيد زارع زاده)، تريبون آزاد (سجاد فروغي)، نبرد 3 (آريا آروندي)، مهمان بابا (نوشين معراجي)، تماس بي پاسخ (فرخ حنيفه نژاد زيبايي)، آخرين ايستگاه شب (سعيد نجاتي)، كاغذهاي سفيد و مدادهاي تراشيده (بهارهرجبي) و حضور (سيد محسن احمدي) به نمايش در مي آيند.
از ساعت 14 در بخش مرور آثار يك فيلمساز (جواد مزدآبادي) فيلم هاي: ديوار زندگي، لحظه هاي بم، نسيم عطر پيراهن و ساخت ايران به نمايش در مي آيند.
از ساعت 16:30 در بخش «پيامبر اعظم (ص)» فيلم هاي: سيزده برابر نيست با 3 (احسان مختاري فر)، فانوس كبير (محمدرضا طاهري)، نامه (مريم اورنگ) و آب و گل (بيژن زمان پيرا) نمايش داده مي شود.
و در ساعت 18 نشست با ساتيد و هنرمندان (هيات داوران بخش سينماي ملي) برگزار مي شود و از ساعت 20 نشست نقد و بررسي فيلم هاي بخش مسابقه با حضور رامتين شهبازي برگزار مي شود.
همچنين برنامه نمايش فيلم، سومين روز جشنواره فيلم كوتاه تهران در سينما قيام به شرح زير است:
از ساعت 9 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي: بادي كه مي وزد (اميد عبداللهي)، كلوز آپ ده (اصغر جعفرنژاد)، پله پله تا ماه...(توران كوليوند)، قبل از طلوع (كاوه بهرامي مقدم)، باد (مجتبي اسيناني)، مالا (كوروش فرزانگان) و توالي (حميدرضا هنري) نمايش داده مي شود.
از ساعت 11 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي: يادمان باشد (ميردولت موسوي)، كوهستان سفيد (طاها كريمي)، محدوده دايره (شهرام مكري)، ماريا (آبس برهان)، خاكستري (احسان ميرشاه ولد)، طعمه (ناصر مرآتي) و پرواز از كنار صندلي قرمز (بهمن دادفر) به نمايش در مي آيند.
از ساعت 13 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي: مجالي بي رحمانه اندك (حسين كرمي افشار)، برفراز آشيانه (بهزاد رسول زاده)، زنده به نرخ كشتارگاه (فاطمه احمدي)، بوف (حسين مراده زاده)، پشت آن تپه برفي (رامتين لبافي پور) و خواب (خشايار طاهري) به نمايش در مي آيند.
از ساعت 15 در بخش «بين الملل» فيلم هاي: دربند كشيدن جزر و مد (كاترينا مك فرسن)، پسرك و دريا (توماس دونلا)، در نزديكي (تورستن دروسلر)، شهر مورچگان (اينگ – مينگ چانگ)، يك نفر اضافي (برخاكوباگ)، بدون عنوان (غلام حسين ميرجليلي) و با من پير شو (آلبرتو مورنو) نمايش داده مي شود.
از ساعت 17 در بخش «نگاه ملي» فيلم هاي: المثني (اكبر شهبازي)، تيرباران (سيد عباس شفيعي)، به سادگي يك سلام (صدف فروغي)، يك اتفاق ساده (اردلان عاشوري)، دير يا زود (مرجانه دانه كار) و جنگ در زندگي (جمال رحمتي) به نمايش در مي آيند.
از ساعت 19 در بخش «بين الملل» فيلم هاي: بسته پسته (تيل نوواك)، بيش از حد (عمار قطينه)، آخرين رويا (جيسن نيلسن)، آرنه (مروي يانكين)، زير برگها (استفانو چيوديني)، جنگ در همسايگي (پترپليتزر)، قوطي سيگار (توماس ماتشچاك) و دست سياه، نان سفيد (جواد مزدآبادي) به نمايش در مي آيند.
و در آخرين سانس از ساعت 21 فيلم هاي: كلمه (طاهره حسن زاده)، حقيقت پرواز (مسعود عارفي)، مورچه ها (پيمان براهين)، پروژه (سلطاني، شفيعي و حق شناس)، بدون عنوان (غلامحسين ميرجليلي)، وي يو (حامد كلاهداري) و آن بالا كنار جاده (مرجان اشرفي زاده) به نمايش در مي آيند.
بيست و سومين جشنواره فيلم كوتاه تهران از 30 آبان تا ۵ آذر همزمان در تهران و استان‌هاي گيلان، كهكيلويه و بوير احمد، سيستان و بلوچستان، آذربايجان شرقي و كردستان برگزار مي‌شود.
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

هادی آفریده در گفتگو با حیات:با "پدر" فضای جدیدی در داستان گویی تجربه کردم
  کارگردان :

هادی آفریده در گفتگو با حیات:

 هادی آفریده در گفتگو با حیات: با "پدر"  فضای جدیدی در داستان گویی تجربه کردم /  جامعه هنری ایران اجازه ناتو فرهنگی را به کسی نمی دهند
با "پدر" فضای جدیدی در داستان گویی تجربه کردم
جامعه هنری ایران اجازه ناتو فرهنگی را به کسی نمی دهند

کارگردان فیلم کوتاه "پدر" گفت: این فیلم فضای جدیدی در داستان گویی است که پیش از این تجربه نشده بود. "مینی مالیستی "که در کشور ما کمتر تولید می شود. حضور بازیگران برجسته و حرفه ای نیز در آن از نقاط ارزشمند کار است.
آفریده در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری حیات گفت: علاقه ام به فیلم کوتاه، به خاطر تجربه گرا بودن و پویا بودن این سینما است. این پویایی را دوست دارم. این سینما سینمایی است که در تمام دنیا تولید اندیشه می کند. جریان سازی فرهنگ می کند و به سینمای فیلم بلند خط مشی می دهد.
وی افزود: افرادی چون محسن امیریوسفی که فیلم بلند او" خواب تلخ" از جشنواره فیلم کن دو جایزه گرفت از سینمای فیلم کوتاه ریشه گرفته اند و امسال این افراد در جامعه سینمای امروز ایران کم نیستند.
 آفریده در ادامه درباره متفاوت بودن سبک آثار سینمایی اش گفت: در درجه اول دوست دارم تمامی ژانرها و سبک های فیلم کوتاه را تجربه کنم  از تمام سبک ها بهره ای ببرم و آنها را محک بزنم تا سینمای خود را پیدا کنم.
وی همچنین درباره حمایت های مالی از سینمای فیلم کوتاه اظهار داشت: سینما را ثروت می سازد .سینما یعنی هنر و صنعت در کنار هم در حالی که سینمای فیلم کوتاه ایران را فقط اندیشه فیلمساز حمایت می کند و هیچ حمایت مالی در کار نیست. در کشور ما فیلمسازان از عهده بخش هنری برمی آیند و ما از نظر تکنیکی که امکان نمایش جهانی اثر را فراهم می کند در مضیقه قرار داریم. ما نمی توانیم برای به دست آوردن تجهیزات و امکانات فنی ادعای هنرمند بودن کنیم. حمایت های مالی باید به کمک حرفه ای شدن این سینما بیاید و روند آن را تسریع بخشد.
آفریده در ادامه سیاست های ارشاد را برای جذب مخاطب فیلم کوتاه ناکارآمد توصیف کرد و افزود: ظرفیت تولید فیلم کوتاه در کشور ما سالانه 3 هزار فیلم است که حدود 30 فیلم آن اکران میشود..
وی در ارزیابی خود از جشنواره فیلم کوتاه عنوان داشت: انتخاب فیلم های امسال بسیار شایسته بود که نشان از فکر و اندیشه داشت. حضور بخش" پیامبر اعظم(ص)" هم در بخش سینمای بین الملل بسیار به جا و خجسته بود. چون آثار موفقی در این بخش حضور دارند که می تواند برای مخاطب غیر ایرانی بسیار تاثیر گذار باشد. بخش "سرزمین زیبای من" هم می تواند تمدن و فرهنگ و آیین ایرانی را جلوه ای دوباره بخشد.
پدر
آفریده در مورد ناتو فرهنگی نیز اظهار داشت:. در کشوری که سالانه 3 هزار فیلم کوتاه براساس اعتقادات ملی و مذهبی سازندگانش ساخته می شود این توطئه امکان پذیر نیست. جامعه هنری ایران اتفاق افتادن چنین امری را مجال نمی دهند.
وی افزود: البته باید دانست آبادانی و ماندگاری فرهنگ ایران بسته به حضور انسان های فهمیده و هنرمند و حمایت از فعالیت آنهاست. باید بدانیم هرگونه سرمایه گذاری در مورد فرهنگ کشورمان انجام دهیم دور ریخته نمی شود و کمکی در جهت غنا بخشیدن و جاودان کردن کشورمان است . این اشتباه محض است که فکر کنیم فعالیت های هنری و فرهنگ باید سقف معین داشته باشند یا داشتن فیلمسازهای متعدد لازم نیست .
آفریده ادامه داد: وقتی امروز صحبت از کاسته شدن بودجه تئاتر کشور پیش می آید و شاید هم فردا سینما، آن وقت است که جامعه دچار فقر فرهنگ می شود و این یک فاجعه است.
ما شاهد آنیم که در تمام دنیا فیلم های کوتاه ما را تقدیس می کنند اما رسانه ها و مطبوعات ما از کوچکترین توجهی به این عرصه خودداری می کنند و بیشتر جریان تجاری آثار بلند سینمایی که سطحی اما پرفرش هستند را دنبال می کنند، این عوامل باعث می شود فرهنگ ما از دست رود. فیلم کوتاه سینمای مستقلی برای خود ندارد و داشتن آن هم در حد یک رویاست. در حالی که در کشور لهستان ما شاهد آنیم که مدرسه فیلمسازی لوچ تنها پنج سالن حرفه ای برای نمایش فیلم بچه ای مدرسه دارد. مسوولان ما هم بیایند یک بار امتحان کنند و یک سینما را به فیلم کوتاه اختصاص دهند و نتیجه را ارزیابی کنند.
آفریده در پایان از فعالیت های معاونت سینمای جعفری جلوه قدردانی کرد و افزود: در دوره جدید وزارت ارشاد و توجه به سینمای کوتاه و مستند تا حدی بیشتر باشد.
پایان پیام

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

هادی آفریده درگفت وگوبا خبرگزاری هنر :

هادی آفریده درگفت وگوبا خبرگزاری هنر :جشنواره فیلم کوتاه نوعی اعلام حضور به سینمای بلند وبدنه است

اطلاعات کامل از فیلم پدر

هادی آفریده کارگردان جوان سینما گفت : فیلم کوتاه نوعی اعلام حضور به سینمای بلند وبدنه است
آفریده روز چهارشنبه درگفت وگوبا
خبرگزاری هنر گفت :بسیاری از سینماگران حتی فیلم کوتاه را نمی شناسند و ذهنیت روشنی نسبت به آن ندارند
وی در ادامه گفت :ا وجود مشکلات بسیار برسیر فیلمسازان جوان تولید سه هزار فیلم بسیار خوشحال کننده است ولی برای تولید آثار فاخر به حمایت بیشتری نیاز است
آفریده با فیلم کوتاه پدر درجشنواره امسال حضوردارد این فیلم درباره پدری است که بعد از تولد بچه اش در ماشین می خوابد ونمی رودتا بچه اش رابیاورد!
میکائیل شهرستانی صدیقه کیانی و علی میلانی بازیگران این فیلم هستند .
آفریده تاکید کرد:من دراین فیلم سعی کردم به سینمای مینی مالیستی و داستان گویی مدرن نزدیک شوم


|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط هادي آفريده   | 

 
business articles