نقد زیر را آقای وحید فروزان در وبلاگ سرو درباره مستند نقل گرد آفرید و اولین نمایش آن در سال سینما حقیقت نوشته که من از ایشان سپاس گذار هستم

در دومین روز از برگزاری مراسم بزرگداشت فردوسی در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در سانس پایانی مستند نقل گرد آفرید به کارگردانی هادی آفریده به نمایش درآمد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» در این نشست هادی آفریده ضمن تقدیر از عوامل فیلماش گفت: مستندسازی حرفه بسیار سخت و مشکلی است؛ اما نکتهای که لازم است اعلام کنم این است که من فیلمهایم را به خودم سفارش میدهم و تا امروز هیچ کار سفارشی برای جلب نظر هیچ جریانی تولید نکردهام.
آفریده افزود: نقل گرد آفرید ادای دین من به فرهنگ، هنر و ادبیات ایران است و امیدوارم مستندی شایسته تولید کرده باشم.
وی ضمن تاکید به اهمیت تولید مستندهای فرهنگی، از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی خواست که بودجهای را به تولید آثار مستند فرهنگی اختصاص دهد.
وی افزود: میگویند در ایران سالانه حدود 3000 فیلم کوتاه و مستند تولید میشود از این حجم انبوه فیلم فکر نمیکنم که حتی 300 یا 30 فیلم به ارزشهای فرهنگی ایران بپردازند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به تولید مستندهای فرهنگی و تاریخسازی همچون دریای پارس اثر منوچهر طیاب داریم.
ایران میتواند با تولید این دست آثار، سندهای فراوانی از جای جای این سرزمین تولید و به دنیا صادر کند و ما دیگر شاهد نباشیم کشورهای کوچک عربی ادعای مالکیت خلیج فارس را بکنند یا افغانستان بگوید که فردوسی افغانی است و از آن طرف هم ترکها مولوی را از آن خود بدانند.
ما با تولید فیلمهای فرهنگی میتوانیم داشتههای فرهنگی و ایرانی خود را حفظ کنیم و به آن افتخار کنیم.
در پایان این مراسم حسین ترابی مستندساز پیشکسوت سینمای ایران با اهدای دسته گلی از زحمات هادی آفریده در جهت ساخت این فیلم تشکر کرد.
صدیق تعریف، دکتر مراد خانی، منوچهر مشیری، رسول نجفیان، اردشیر صالح پور و مرشد سیدمحمد مداحی از جمله حاضران این مراسم بودند
مستند نقل گردآفرید ساخته هادی آفریده در دو ویژه برنامه به مناسبت «روز فردوسی» به نمایش
درمیآید.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این مستند که داستان پدیدار شدن اولین نقال زن تاریخ ایران فاطمه حبیبیزاد ملقب به گرد آفرید را به تصویر میکشد، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ساعت 17 در موزه سینما نمایش داده خواهد شد.
همچنین نقل گردآفرید به همراه مستندهای: فردوسی و مردم (حسین ترابی)، خیالیسازی (رامین محسنی)، خاک گرم (ناصر پویش) و یکی داستان پر آب چشم (شهرام درخشانی) و انیمیشنهای: زال و سیمرغ، رخ، گلباران، ائتلاف (علیاکبر صادقی)، رستم و اسفندیار (علیرضا کاویانراد) و داستانهای شاهنامه (محمود صامین)، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ساعت ۱۵در فرهنگسرای ارسباران به نمایش درمیآید.
اولین نمایش فیلم : نقل گردآفرید 
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» در خلاصه داستان این مستند آمده است:
نقالی گونهای از تئاتر تک نفره سنتی ایران است. از روزگاران کهن فقط مردان بازیگر این نوع نمایش بودهاند و محل نمایش عموما قهوه خانه و یا میدانگاهها بوده است. این مستند داستان پدیدار شدن اولین نقال زن تاریخ ایران فاطمه حبیبیزاد ملقب به گرد آفرید را به تصویر میکشد.
علاوه بر این فیلم در این برنامه فیلمهای: قالی سخنگو به کارگردانی بهرام بیضایی، یکی داستان پُر آب چشم ساخته شهرام درخشان و فردوسی و مردم به کارگرانی حسین ترابی نیز به نمایش درخواهند آمد.
همچنین در این برنامه «اردشیر صالحپور» پیرامون اقتباس ادبی از شاهنامه فردوسی سخنرانی خواهد کرد.
علاقهمندان برای حضور در این برنامه میتوانند سهشنبه ۲۴ اردیبهشت ساعت 17 به سالن سینما حقیقت واقع در خیابان سهروردی شمالی، میدان قندی، شماره 17 مراجعه کنند.
طراح، محقق و کارگردان: هادی آفریده 
صداگذار و تدوین: حمید نجفیراد
نور و تصویر: اشکان اشکانی
صدابردار: علی اعلائی
مشاوران تحقیق: محمد تهامینژاد، گرد آفرید
مدیر تولید: اعظم صادقیمنفرد
عکس: حمیدرضا آفریده
تصاویر تحقیقی: هادی آفریده و وحید روزبهانی
عکسهای آرشیوی: ابراهیم حصاری و زهره صدرینژاد
دستیاران کارگردان: پانتهآ حبیلی، علی نعمتاللهی
دستیار تصویر: نوید صولتی
دستیار صدابردار: محمدرضا سرمدی
تهیهکننده و مجری طرح: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و هادی آفریده
با حضور: مرشد ولیالله ترابی، مرشد سیدمحمد مداحی، غلامعلی پورعطائی، محمد مراد عباسپور، فریبرز عباسپور، ابراهیم عباسپور، محمد عباسپور، رضا امامینژاد، جمشید امامینژاد و فاطمه حبیبیزاد (گرد آفرید)
نقالی گونهای از تئاتر تک نفره سنتی ایران است. از روزگاران کهن فقط مردان بازیگر این نوع نمایش بودهاند و محل نمایش عموما قهوه خانه و یا میدانگاهها بوده است. این مستند داستان پدیدار شدن اولین نقال زن تاریخ ایران فاطمه حبیبیزاد ملقب به گرد آفرید را به تصویر میکشد.
شایان ذکر است مستند ۳۵ دقیقه نقل گرد آفرید ۲۴/۲/۱۳۸۷ در سالن سینمایی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به اکران عمومی در می آید .
هادی آفریده مستندی درباره مصطفی کرمی می سازد.

آفریده در گفتگو با راه فیروزه ، ضمن اعلام این خبر گفت: این فیلم بازخوانی حال مصطفی کرمی پس از یکسال است و روایتی از بازتاب های رسانه ای در خصوص حادثه اتفاق افتاده برای او ، که با وجود تمام آن ها ،هم اکنون شرایطی بغرنج و بد دارد .
وی افزود: از شهریور سال گذشته تا کنون همراه با مصطفی کرمی حدود 30 ساعت راش گرفتیم و حدود یکی دو ساعت از آخرین لحظاتی که دو دست و دو پا داشت نیز به دست من رسید .
آفریده در ادامه اظهار داشت: خارج از این ها صدها روزنامه و صفحات ذخیره شده از وب سایت های مختلف که برای کمک رسانی به مصطفی جریان سازی کرده اند وجود دارد که بخشی از تصاویر فیلم را تشکیل می دهند. ضمن اینکه تصاویری از ملاقات افراد بزرگی که به او سر زده اند، جزیی از این فیلم هاست.
وی درباره روند ساخت این فیلم توضیح داد: از زمانی که مصطفی وارد تهران شد کنارش بودم اما نه برای فیلمسازی بلکه تصمیم داشتم از او عکس تهیه کنم اما کم کم احساس کردم این حادثه به شدت تلخ و تکان دهنده است این فیلمساز افزود: این فیلم مستندی نیمه بلند در حدود 40 تا 50 دقیقه خواهد شد که اواخر تابستان تدوین آن را شروع خواهیم کرد.
حادثه ای که برای مصطفی کرمی اتفاق افتاد در جامعه اطلاعاتی به شدت بازتاب رسانه ای داشت و اگر کمی هم به وی کمک شد به واسطه همین بازتاب ها بود.
آفریده که خود تهیه کنندگی این فیلم را بر عهده دارد با ابرازگله مندی از سیستم کمک رسانی به مصطفی کرمی در داخل کشور گفت: ایرانی ها و دانشجویان ایرانی مختلفی از سراسر جهان با شنیدن این خبر به حساب ارزی برای کمک به مصطفی پول فرستادند اما این کمک ها در ایران بسیار ضعیف بود.
وی در پایان با یادی از اصغر شاهوردی -صدابردار- و یادآوری مشکلات بیماری وی اظهار امیدواری کرد ساخت این فیلم باعث شود تا کمی بیشتر به این موارد توجه شود.

نمايش دو روزهي مستندهاي سينماي ايران از روز گذشته در شهر اپسالا سوئد آغاز شده است. به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مستندهاي از مهوش شيخالاسلامي، محمدرضا ثاني، ماجد نيسي، هادي آفريده، مهدي قربانپور، پيروز كلانتري، ناصر صفاريان به نمايش درآمده است.
از جمله مستندهاي به نمايش درآمده عبارتند از: «چارشو»، «پير حرا»، «يوفك» مهوش شيخالاسلامي، «من انرژي هستهاي نيستم» مهدي قربانپور، «سيامو» محمدرضا ثاني، «چادر كاغذي»، «دوست من آقاي گاو» ماجد نيسي،«ماسوله» سهيلا آزيش، «من داريوش هستم» وحيد باقرزاده، «مراسم صبحگاهي» هادي آفريده، «با عصاي سفيد دور دنيا» محمدرضا بحري، «بم در چشمان تو» ياسمن تورنگ، «زندگي همين است» پيروز كلانتري و «آزادي در مه» ناصر صفاريان طي دو روزه 26 و 27 آپريل ـ 6 و 7 ارديبهشت ماه ـ به نمايش درميآيد.
گفتني است: دبير اين هفته ياسمن تورنگ كه هر ساله يك نمايش دو روزه براي فيلمهاي ايراني در شهر اپسالا كه به عنوان يكي از شهرهاي دانشگاهي و آكاداميك سوئد شناخته شده، برپا ميكند.
خبرگزاري موج - گروه اقتصاد فرهنگ ُ انحصار تولیدات دولتی باید شکسته شود.

هادي آفريده، مستند ساز جوان سينماي ايران، در گفت و گو با خبرنگار موج، در خصوص بايدها و نبايدهاي اقتصاد سينماي هنري در سال نوآوريو شكوفايي، ابراز داشت، در سال نوآوري و شكوفايي بايد در عرصه سينما به بخش خصوصي پر و بال بيشتري دهند.
بايدها و نبايدهاي اقتصاد سينماي هنري در سال نوآوري و شكوفايي چيست؟
در درجه اول بايدها در اين سال، پر و بال دادن به بخش خصوصي و ايجاد بستري مناسب براي حضور و سرمايه گذاري فيلمسازان چه در سينماي بلند و چه در سينماي مستند است، به گونهاي كه فيلمسازان اين امكان را داشته باشند تا در سينما سرمايهگذاري كرده و مطمئن از بازگشت سرمايه خود باشند.
در خصوص نبايدها بايد بگويم، انحصارات توليدات دولتي بايد شكسته شود و دولت به بخش خصوصي فرصت دهد تا در عرصه توليد فيلمهاي هنري و فرهنگي كه ميتواند نام ايران را در عرصه جهاني مطرح كند، سرمايهگذاري كنند، شايد اختصاص دادن سالنهاي نمايش براي اكران فيلمهاي خاص ميتواند يكي از راههاي پيشرفت در اين زمينه باشد.
متاسفانه علي رغم اهميت سينماي مستند و هنري و تاثير آن در بهسازي جامعه، مدتها است به اين امر توجه نشده است، اميدوارم بتوانيم در سال نوآوري و شكوفايي به مرحلهاي برسيم تا براي فيلمهاي هنري و فرهنگي و حتي انيميشن هاي توليد ايران، سالنهايي را براي نمايش اختصاص دهيم، درواقع بهترين نوآوري در اين سال ميتواند اختصاص تعدادي سالن سينما براي نمايش اين گونه از توليدات است.
همچنين اميدوارم تلويزيون نيز در اين سال، با توليدات فيلمهاي مستند آشتي كرده و آن ها را به نمايش درآورد، طبق آماري كه در سال 86 اعلام شد، توليد فيلمهاي مستند سينماي ايران در طول هر سال، سه هزار فيلم كوتاه و بلند است، با اطمينان ميتوانم بگويم كه از اين تعداد تنها 30 فيلم از طريق تلويزيون پخش شده است.
محصولات سينماي مستند، عمدتاً خوراكهاي فرهنگي هستند كه جامعه امروز ما به آن نياز دارد، اما متاسفانه اين نوع از محصولات در دسترس عموم مردم قرار نگرفته و تنها قشر خاصي از جامعه فرصت ديدن اين نوع از فيلمها را پيدا مي كنند، اگر فيلم مستند براي عموم مردم به نمايش درآيد، ميتوان اميدوار بود كه فرهنگ جامعه را از اين طريق تقويت كرد.
تعريف شما از نوآوري و شكوفايي در اقتصاد سينما چيست؟
تعريف من از شكوفايي به عنوان يك فيلمساز اين است، كه مطمئن باشم فيلمي كه ميسازم اكران ميشود چرا كه اكران فيلم براي فيلمساز يك نوع شكوفايي است، عرضه مناسب فيلم، يك فيلمساز در ميان مخاطبين، بهترين شكوفايي براي يك فيلم ساز است چرا كه ميتواند احساس كند، محصولي كه توليد كرده تا چه اندازه بر مخاطب تاثير گذار بوده است، بهتر است اين نام گذاري را بهانهاي براي بهبود وضعيت سينماي فرهنگي كشور قرار دهيم و آن را براي رونق سينماي مستند و هنري كشور به فال نيك بگيريم.
چگونه شكوفايي و نوآوري در اقتصاد سينماي هنري محقق خواهد شد؟
تشكيل اتاقهاي فكر، متشكل از مديران دولتي و توليد كنندگان ميتواند تاثير مناسبي در اين زمينه داشته باشد، با اتحاد مجموعههاي دولتي و خصوصي ميتوان به يك هدف مشترك رسيد، اگر تماي نهادهاي سينمايي با هم همراه شوند و اگر عقيدهها در خصوص رونق سينماي كشور يكسان شود ميتوان شاهد سينمايي متفاوت در بخشهاي مختلف بود.
يكي از مواردي كه ميتواند در اين زمينه از اهميت بالايي برخوردار باشد، اين است كه مديران دولتي و برنامهگذاران فرهنگي كشور، بايد فيلمسازان، توليدكنندگان و هنرمندان را حمايت كرده زمينههاي لازم براي حضور اين افراد در عرصه سياستگذاري هاي فرهني را فراهم كنند، چرا كه فيلمسازان و هنرمندان بهتر از مسئولان نقاط قوت و ضعف خود را مي شناسند و بهتر ميتوانند در اين خصوص نظرات كارشناسانه دهند، اگر ارتباط بين مسئولان و هنرمندان كشور بيشتر شكل گيرد، بسياري از مشكلات هنري كشور برطرف خواهد شد.
موفقيت دولت در ركود و يا شكوفايي اقتصاد سينما چگونه بوده است؟
دولت نقش محوري و حياتي در ركود و شكوفايي اقتصاد دولت دارد، چرا كه سرمايهگذاري در بخش فرهنگ از طريق دولت صورت ميگيرد و بخش خصوصي توانايي كمتري را براي سرمايهگذاري در بخش فرهنگي و هنري كشور دارد، اتفاقات خوبي كه سال گذشته توسط دولت و ارگانهاي دولتي در عرصه سينما شكل گرفت، راهاندازي سالنهاي سينمايي بود، به عنوان مثال ساخت سينماي آزادي و افتتاح آن توانست تاثير بالايي در فروش سينما داشته باشد به طوري كه ركورد قابل توجهي در فروش فروردين ماه سينماي بدنه كشور از خود به جاي گذاشت، چرا كه توانست درجذب مخاطب به شدت موفق بود.
دولت در خصوص ركود سينما نيز تاثير گذار بوده است، چرا كه سينماي خود را به نمايش فيلمهاي تجاري معطوف كرده و سعي نكرده تا فيلمهاي فرهنگي را در سالنهاي سينمايي نمايش دهد، اگر دولت در راستاي كمك رساني به سينماي تجاري گيشه، كمكهايي نيز به سينماي فرهنگي و سينمايي كه جامعه ساز اين كشور است و ميتواند سازنده نسل آينده جامعه باشد، معطوف كند، تجربه نشان داده است كه مي تواند در عرصه فرهنگ موفق باشد.
یادداشت زیر نوشته مرجان ریاحی از پایگاه خبری فیلم کوتاه و مستند نقل می شود یادداشتی برای صدابردار نامی سینمای ایران اصغر شاهوردی که هم اکنون در بستر بیماری و درد است . لطفا با گسترش این یادداشت در وبلاگها و دیگر سایتها در جهت کمک رسانی و حساس کردن این واقعه اصغر شاهوردی را یاری فرمائید .

یک حسهایی هست که با هیچ کلمهای نمیشود، نوشت. گاهی کاری از کلمهها برنمیآید. باید باشید، ببینید، حس کنید.
با خودم فکر میکنم که چه میتوانم از سکوت «اصغر شاهوردی» بنویسم. چه بنویسم از صدابرداری که تا همین پنج ماه پیش، ساعتها بوم سنگین صدابرداری دست میگرفته؛ اما حالا توانایی نگهداشتن قاشق غذایش را ندارد!
اولینبار پشت صحنه فیلم صورتی (فریدون جیرانی) دیدمش. رفته بودم برای نوشتن گزارش پشت صحنه. اولین کسی بود که مصاحبه کرد. رفتار صمیمیاش باعث شد کمکم گروه حضورم را سر صحنه بپذیرند. همیشه توصیههایی برای تغذیه سالم داشت و از سیگار گریزان بود. صدایش توی گوشم میپیچد «سکوت، سکوت، ضبط میکنیم.»
اما امروز مرد صدای کشورمان سکوتش خیلی طولانی شده و برای شکستن این سکوت به گفتار درمانی نیاز دارد.
کلمهها با من راه نمیآیند وقتی به «اشرف افشاری» همسر شاهوردی فکر میکنم. وقتی یادم میافتد که چطور همسرش را روی تخت جا به جا میکرد که زخم بستر نگیرد. افشاری عاشقانه از همسرش نگهداری میکند. او میگوید: «اصغر همیشه عاشق زن و بچهاش بود و من تا زمانی که زنده هستم عاشقانه به او خدمت میکنم.»
وفاداری و مدیریت یک زن ایرانی کامل را دارد. با گردن افراشته و مناعت طبع حاضر نیست از کسی به خاطر شرایط سخت مالی کمک بگیرد.
دکتر معالج شاهوردی 8 ساعت فیزیوتراپی در روز برایش تجویز کرده اما فقط هزینه ماهانه 40 دقیقه فیزیوتراپی در روز، یک میلیون و هشتصد هزار تومان است و این مبلغ شامل هزینههای جانبی مثل کرمهای مخصوص جلوگیری از زخم بستر و... نمیشود. کرمهای کوچکی که فقط کفاف سه روز نگهداری تن رنجور شاهوردی را میدهند.
این روزها همسر شاهوردی به تنهایی تن بیمار همسرش را حمل و نگهداری میکند. او گلهای ندارد و دوست ندارد کلامش کسی را برنجاند ولی همه ما بهتر میدانیم که استخدام یک پرستار که کمک حال همسر شاهوردی باشد حداقل کمکی است که میتوان در کم کردن رنج این زن کرد.
در این مدت دوستانی به ملاقات شاهوردی آمدهاند که نامشان در دفتر او هست. مرحوم شاهرخ سخایی، حسن پورشیرازی، مهناز افضلی، بهروز معاونیان، رضا دلپاک، اصغر هاشمی، مهدی صادقی، علی افشاری، نیما شاهرخشاهی، رعنا آزادیور، تیرداد رضایی، فریدون جیرانی، رضا میرکریمی، جعفر پناهی، کمال تبریزی، مجید مجیدی و...
داریوش مهرجویی هم زنگ میزند. میگوید چندماهی سفر بوده و به زودی به دیدار شاهوردی میآید. مهرجویی از فیلم میکس میگوید از بازی شاهوردی در فیلم. به همسر شاهوردی میگوید که سیدی میکس را برایش میآورد.
«اشرف افشاری» یاد شبی میافتد که همسرش از سر صحنه یکی از فیلمهای مهرجویی برگشته بود.
بازیگر زن فیلم بلد نبوده درست چادر سر کند و شاهوردی نیمهشب از همسرش میخواهد که چادر سر کند و در خانه قدم بزند تا برای فیلم صداهای بهتری ضبط کند.
«اشرف افشاری» میگوید:« اصغر اولین نفری نیست که در سینما حادثه دیده و آخرین نفر هم نخواهد بود!»
این جمله توی سرم زنگ میزند. چقدر این جمله را شنیدهام! وقتی مصطفی کرمی تصویربردار سینمای کوتاه هم دچار سانحه شد، این جمله را شنیدم.
وقتی کرمی در بیمارستان بستری بود خیلی از هنرمندان به ملاقاتش آمدند؛ عکس یادگاری گرفتند و رفتند. اما حالا کی یادش است که مصطفی کرمی هنوز به دستوپای مصنوعی احتیاج دارد؟ کسی از حال و روز مصطفی کرمی خبر دارد؟ کسی میداند که چقدر برایش سخت است که تنها با وضعیت خاص جسمانیاش در اتاق اجارهای طبقه چهارم زندگی کند؟
راستی چرا همیشه فکر میکنیم این اتفاقها فقط برای دیگران میافتد؟ چندبار باید شاهد رنج خانواده سینمای ایران و بیپناهیشان در زمان بیماری باشیم؟
حل مشکل بیمه هنرمندان نیازمند یک پارچگی و اتحاد همه اقشار هنری جامعه است. هنرمند ایرانی ارزشش بیشتر از یک گور رایگان در قطعه هنرمندان است. یاید به هنرمندانی که در زمان حیاتشان به همراهی و حضورمان نیاز دارند کمک کنیم. شما دوست هنرمند و شما مدیر محترم دولتی و... همه از فردا بیخبریم. نگذاریم بار دیگر رنج بیماری با هزینه کمرشکن درمان همراه شود.
صدابردار؛ هامون، لیلا، پری، کیمیا، موج مرده، پارکوی، استشهادی برای خدا و ... امروز، همین امروز به همدلی اهالی سینما احتیاج دارد.
گزارش تصویری از وضعیت «اصغر شاهوردی»
