هادی آفریده از فیلمسازان فعال سینمای مستند و فیلم کوتاه ایران در بیمارستان بستری شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» آفریده از روز گذشته به علت بیماری آنفولانزا در بیمارستان «تهران» بستری است.
هادی آفریده فعالیت هنری را از 1377 با نویسندگی و کارگردانی تئاتر در گروه کارگردانی نمایشهای دکترقطب الدین صادقی و گروههای مطرح تئاتری ایران مانند: بهزاد فراهانی، هادی مرزبان، میکائیل شهرستانی و... آغاز کرد.
آفریده از 1380 با حضور در انجمن سینمای جوانان ایران وارد عرصه فیلمسازی شد.
وی فیلمهای: نارنجی، سوت، پدر، زیر درختان کاج، فرزندان باغچهبان، مراسم صبحگاهی، نقل گردآفرید و خاطره نیآوران را در کارنامه دارد.
علاوه بر این نگارش چندین عنوان فیلمنامه داستانی و مستند، مجموعه مقالات درباره سینمای مستند و کوتاه ایران در مجلات فرهنگی، هنری و وبسایتهای سینمایی، عضویت در هیات انتخاب دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران، عضویت در هیات داوری دومین همایش تصویر عاشورا، عضویت در هیات انتخاب و مدیریت کمیته پژوهش هفته فرهنگی فیلم کوتاه و مستند باغ فردوس از دیگر فعالیتهای وی در این حوزه است.
هادی آفریده در بیمارستان «تهران» واقع در خیابان کریمخان، خیابان سنایی، طبقه چهارم، اتاق 414 بستری است.
در حال حاضر هم هادی آفریده در بیمارستان بستری هست و این پست رو من برادر هادی در بلاگ گذاشتم
مستند خاطره نیآوران ساخته هادی آفریده در خانه سینما نمایش داده میشود. به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این مستند روایت محمدرضا مرادی ظروفچی، خدمه گذشته کاخ سلطنتی و جمال شاهحسینی عضو کمیته تصرف کاخ و نگهبان امروز کاخ موزه نیاوران از وقایع تصرف و خاطرههای گم شده مهمترین کاخ سلطنتی ایران پس از گذشت 30 سال است. برخی عوامل این فیلم عبارتند از: طراح، محقق و کارگردان: هادی آفریده. تصویر: محمد عاشقی. تدوین: حمید نجفیراد. صدا: محمدرضا سرمدی. آهنگساز و نوازنده کمانچه : حمیدرضا آفریده. تهیهکننده: هادی آفریده و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
خاطره نیآوران یکشنبه 10 آبان ساعت ۱۷:۳۰ در خانه سینما ویژه جامعه اصناف خانه سینما - خبرنگاران و دانشجویان نمایش داده میشود.
اکران اینترنتی مستند : نقل گردآفرید ساخته هادی آفریده در سایت Mooweex
جهت دیدن مستند : نقل گردآفرید می توانید به لینک زیر مراجعه کنید . یا بر روی تصویر زیر کلیک کنید .
www.mooweex.com/the-story-of-gordafarid
نقل گرد آفرید (1387) شرکت کننده در: نخستین هفته فرهنگی فیلم کوتاه ومستند باغ فردوس 1387 - دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینمای ایران 1387 - دومین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران سینما حقیقت و کاندید دریافت جایزه بهترین مستند کوتاه بخش مسابقه ملی سینما حقیقت 1387 - بیستوپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران و برنده تندیس جشنواره و دیپلم افتخار بعنوان بهترین فیلم مستند از نگاه تماشاگران 1387- ششمین جشن تصویر سال و جشنواره فیلم تصویر هنرمند - مستند منتخب سال و تقدیر شده با جایزه محسن رسوال الف 1387- بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر 1387 - هفتمین جشنواره فیلم زنان سوئد - اپسالا مارس 2009 - دومین جشن جایزه بزرگ شهید آوینی – ویژه مستندهای برگزیده سال ایران 1388 - نخستین جشنواره بین المللی فیلمهای انسان دوستانه آسا 1388 - جشنواره بین المللی از شرق تا شرق - دانشگاه دید روت پاریس - ژوئن 2009 - کنفرانس ایران شناسی در لندن ( 30 سال مستندسازی ایران ) 2009 - هشتمین جشنواره فیلم های ایرانی یاری در سوئد– سپتامبر 2009 - جشنواره برترین مستندهای ایرانی در تایوان– پاییز 2009
شهرکرد-آثار مستند و سينماي کوتاه"هادي آفريده" از کارگردانان جوان کشور يکشنبه شب در خانه فيلم حوزه هنري شهرکرد اکران و نقد و بررسي شد.به گزارش ايرنا ، ایسکانیوز در اين نشست تخصصي ، فيلم هاي پدر ، مراسم صبحگاهي و نقل گرد آفريد اکران و با حضور هنرمندان عرصه سينما و تئاتر چهارمحال وبختياري نقد و بررسي شد. کارگردان فيلم پدر گفت:مستند گزارشي يکي از سخت ترين ژانرها و گونه هاي مستند سازي در ايران است که در جهان از طرفداران فراواني برخوردار است اما در ايران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. "هادي آفريده " افزود:فيلم کوتاه نيز آن گونه که از آن انتظار دارند بايد برزگترين حرف هاي را در کوتاه ترين زمان بيان کند ولي الزامي براي نگاه شاعرانه در آن وجود ندارد.
آفريده يادآور شد: "پدر" را در سال 85 ساخته و بعد از ساخت اين فيلم کوتاه ، تاکنون چهار مستند توليد کرده است، هرچند که قصد دارد دوباره فيلم کوتاه بسازد. وي ، درباره قصه فيلم پدر گفت:اين داستان قصه اي ساده از مجموعه داستان هاي "ريموند کارور" است که مي توان به آن نگاهي عميق ومتفاوت و اير اني شده داشت.
اين کارگردان جوان کشور ، با بيان اينکه فيلم "پدر" در 30 جشنواره داخلي و خارجي شرکت داشته، اظهار داشت:هدف بنده از ساخت اين فيلم القا نگاه پدرسالانه بود و به همين دليل است و او را به "پيکان" تشبيه مي کند. آفريده، با اشاره به اينکه اين فيلم مردسالاري را در جامعه نقد مي کند، اظهار داشت: براي دختر داستان چهره اي ساده درنظر گرفته شد، تا چهره آن تلفيقي از دختر و پسر باشد و اين فرد در ظاهر تمام خصوصيات يک دختر را دارد اما حرف هايي مي زند که چندان نشان از تعلق خاطر وي به اين جنسيت نيست.
يکي از منتقدان و دانش آموختگان سينما در چهارمحال وبختياري نيز گفت:فيلم مستند گزارشي نقل گردآفريد بيان شاعرانگي از نقالي خواني زن در ايران است که کمتر در سينماي اتفاق افتاده است.
"شهرام ابراهيمي " افزود:در مستند گزارشي گردآفريد کارگردان به خوبي زاويه ديدي را انتخاب کرده که کمتر کسي به آن توجه داشته است. به گزارش ايرنا،در اين نشست جمعي از هنرمندان عرصه هنرهاي تصويري و سينمايي چهارمحال وبختياري حضور داتشند.
هادي آفريده: جشنواره سينما حقيقت تاوان كم كاري تلويزيون در عرصه فيلم هاي مستند است
جشنواره سينما حقيقت كه فرصتي براي ديدن شدن فيلم مستند محسوب مي شود براي پويايي خود نيازمند حمايتهاي همه جانبه تلويزيون و ارشاد است و به نوعي جور كم كاري رسانه ي ملي در عرصه هاي توليد و پخش را بر دوش مي كشد. هادي آفريده كارگردان فيلمهاي مستند به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: جشنواره سينما حقيقت دريچه اي براي ديده شدن فيلمهاي مستند است البته طي دو دوره ي قبل اين جشنواره فقط توانست بخشي از فيلمهاي مستند را به نمايش بگذارد به هر حال جشنواره سينما حقيقت نتوانسته بر فيلمهاي ديگر و حتي افكار مخاطب آن طور كه بايد تاثير بگذارد.وي افزود: اين جشنواره براي اعتلا و شكوفايي خود نيازمند حمايت هاي دولت است و اينكه نبايد فقط از مستند سازان توقع توليد كارهاي سفارشي را داشته باشيم بلكه بايد اين اجازه را به آنها تا بر اساس علايق و گونه هاي مختلفي كه در سينماي مستند وجود دارد آثاري را توليد و ثبت كنند.بنابراين زماني ما در عرصه فيلم هاي مستند به شكوفايي خواهيم رسيد كه مستند ساز از امنيت اجتماعي و رواني در توليد فيلم هاي مستند دست يابد.همچنين اين را مدنظر داشته باشيم كه بايد كاري كرد كه جشنواره سينما حقيقت از حالت ويتريني از فيلمهاي مستند خارج شود البته در اين مورد تلويزيون نيز وظيفه ي خاص خود را بر عهده دارد و نياز است در كنار ساير توليدات خود در راستاي نگاه تخصصي به سينماي مستند نيز گام بردارد.آفريده اظهار داشت: اين جشنواره به نوعي جور كم كاري تلويزيون در بخش فيلم هاي مستند را بر عهده دارد بنا بر اين پرداخت به فيلنم هاي مستند بايد در تلويزيون به عنوان رسانه ملي مستحكم و تقويت شود.اين كارگردان مستند تصريح كرد: جشنواره سينما حقيقت به محلي براي ديدن تعدادي از فيلم هاي مستند شده نه فضايي كه آغاز گر خط دهي به سازندگان و تماشگران اين سينما باشد و به جاي ايجاد تفكر و ايدئولوژي و همچنين پافشاري روي يك ساختار و چهارچوب هنري به ويتريني براي تماشاي فيلم مستند تبديل شده بنا براين تلويزيون با حمايت هاي فراوان خود و وزارت ارشاد نيز با تخصيص سالن هاي سينما براي نمايش مستندها مي تواند اين سينما را از فرو رفتن در گرداب سطحي پردازي نجات دهد.
به همت حوزه هنري اصفهان؛ فيلمهاي مستند «هادي آفريده» اكران ميشود. فيلمهاي «خاطره ني آوران»، «پدر»، «نقل گرد آفريد» و «مراسم صبحگاهي» از جمله آثار هادي آفريده هستند كه با حضور وي در تالار سعدي اكران خواهد شد.به گزارش كانون فيلم حوزه هنري استان اصفهان با حضور هادي آفريده كارگردان فيلمهاي كوتاه مستند اقدام به اكران برخي از فيلمهاي وي ميكند. فيلمهاي «خاطره ني آوران»، «پدر»، «نقل گرد آفريد» و «مراسم صبحگاهي» از جمله آثار هادي آفريده هستند كه با حضور وي در تالار سعدي برگزار خواهد شد. چهار فیلم از ساختههای هادی آفریده در شهرکرد و اصفهان به نمایش درمیآیند. به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» واحد سمعی بصری حوزه هنری شهرکرد و اصفهان چهار فیلم از ساختههای هادی آفریده را با حضور وی به نمایش میگذارد.در این برنامهها مستندهای پدر - مراسم صبحگاهی - نقل گردآفرید و خاطره نی آوران به نمایش درمیآیند.علاقهمندان برای حضور در این برنامهها میتوانند یکشنبه ۲۶مهرماه ساعت ۱۶به خانه فیلم سوره شهرکرد و دوشنبه ۲۷مهرماه ساعت ۱۷ به سالن سینمایی حوزه هنری اصفهان مراجعه کنند. گفتنی است پس از نمایش فیلمها جلسه نقد و بررسی با حضور کارگردان برگزار میشود.
مستند بلندی با موضوع كودكان سرطانی به كارگردانی هادی آفريده ساخته میشود. «هادی آفريده» در گفتوگو ی گفت: اين مستند سينمايی در رابطه با كودكان سرطانی ساخته ميشود و هنوز اسمی براي آن انتخاب نكردهام. وي در ادامه اظهار داشت: تحقيقات كار در موسسه محك آغاز شده و كارهاي كتابخانهاي، گرفتن تصاوير آرشيوي و نگارش فيلمنامه در حال انجام است همچنين قصد دارم تصويربرداري كار را اواخر پاييز آغاز كنم. آفريده با بيان اينكه اين مستند، اولين مستندي است كه به كودكان سرطاني ميپردازد، ادامه داد: در حال پيدا كردن يك سرمايهگذار براي فيلم هستم همچنين دوست دارم اين فيلم به شكل NGO ساخته شود و در نهايت هم به نفع کودکان سرطاني در اختيار موسسه محك قرار داده شود. اين كارگردان افزود: علاقهاي به ساختن فيلم ترحم برانگيز ندارم و دوست دارم كاملا عاقلانه با مخاطب برخورد كنم و دنياي رنگين كودكان سرطاني را به تصوير بكشم.

اکران پاییزی برترین فیلمهای کوتاه ایران و جهان از سوی حوزه هنری چهارمحال و بختیاری در خانه فیلم شهرکرد آغاز شد. به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی حوزه هنری چهارمحال و بختیاری، رییس حوزه هنری چهارمحال و بختیاری گفت: همزمان با فصل پاییز 13فیلم کوتاه برتر ایران و جهان در سه ماهه سوم سال اکران خواهد شد. سیدمهران حسینی افزود: فیلمهای مستند و داستانی بوی رز خشک از شهرام ابراهیمی، گریایس گیم از جان پیکاو، گیزاول از خسرو سینایی، روبه به جای دور از مهرداد اسکویی و چارشو از مهوش شیخ الاسلامی از جمله فیلمهای اکران پاییزی در خانه فیلم حوزه هنری استان هستند. مکرمه، خاطرات و رویا اثر ابراهیم مختاری، نقل گردآفرید از هادی آفریده، میان سایه و نور از خسرو سینایی، خانه مکعبهای کوچک از کیون کاتو، محکوم از مهدی بوستانی، آن از پوپک مظفری، جاده از داوود خلیلی و باد هر کجا بخواهد میوزد دیگر فیلمهای این برنامه هستند. وی تصریح کرد: این فیلمها همزمان با اکران پاییزی با حضور هنرمندان رشتههای مختلف هنری چهارمحال و بختیاری نقد و بررسی میشود. حسینی، هدف از اکران این فیلمها را آشنایی نسل جوان و علاقهمندان با هنر سینما در چهارمحال و بختیاری ذکر کرد و گفت: نقد محتوایی و تکنیکی آثار، میتواند جوانان علاقهمند به هنر سینما و فیلم کوتاه را با آثار بزرگ هنر هفتم آشنا کند.
زخمه بر دل
گفت و گو هادی آفریده با محمد حسن دامن زن کارگردان مستند " طرقه "
این گفت و گو نخستین بار در پایگاه خبری فیلم کوتاه منتشر شد .
طرقه مستندی جسورانه است که شرایط بخشی از زنان روستاهای شمال خراسان را به تصویرمی کشد. در طرقه داستان زنانی را میبینیم و میشنویم که با ساز دوتارشان زخمه بر ساز میزنند و هر زخمه بر دوتار آرامشی آنی به آنها میبخشد. زنانی که در طرقه دوتار میزنند کمتر فرصت حضور اجتماعی دارند و بیشتر شوهرانشان یا آنها را رها کردهاند و یا بر سرشان هوو آوردهاند. از خودتان شروع میکنم از چه زمانی مستندسازی میکنید؟
از زمانی که پی بردم فیلم داستانی در خیلی از موارد الکن عمل میکند و نمیتواند زبان حال مردم ما باشد. خصوصا لایههای فرودست جامعه ما را سطحی و بدون دانش معرفی میکرد.
من شیفته جامعه ایران و تنوع فرهنگی آن هستم و دلم میخواست با قهرمانان واقعی فیلم بسازم.
ایده و تحقیقات مستند طرقه چگونه شکل گرفت؟
روزی سه نوار کاست از موسیقی مقامی خراسان به دستم رسید. در انتهای یکی از کاستها سه زن به زبان کرمانجی لالایی میخواندند و مردی ترجمه لالاییها را با صدای بلند میخواند به نحوی که لالاییها به سختی شنیده میشدند. سوز لالاییها و استحکام این صداها مرا شیفته خود کرد و همان شب راه افتادم به سمت شهر قوچان و روستاهای اطراف آن.
وقتی یکی از صداها را پیدا کردم به خواب ابدی رفته بود.جستجوی من برای پیدا کردن زنان نوازنده و خواننده شروع شد سه ماه شهرهای قوچان، بجنورد، شیروان و روستاهای اطراف را زیر پا گذاشتم تا کمکم مردم من را از خودشان دانستند و این صداها خود را نشان دادند. همگام با این آشنا شدنها و رفتن به زندگی آنها ایده فیلم شکل میگرفت.
در طرقه تاکید شما بیشتر بر موسیقی زنان است یا قومنگاری؟
هدفم قومنگاری نبود. میخواستم شرایط زندگی و احساسات درونی بخشی از زنان میهنم را نشان دهم که تنها وجه مشترکشان نوازندگی و خوانندگی بود.
طرقه فیلم خوش ساختی است. اغلب پلانهای فیلم با حفظ ماهیت سینمای مستند ترکیببندی و بافت ویژهای دارند و نورپردازی خیلی نزدیک به سینمای داستانگو است. درباره دکوپاژ و توجه به عناصر بصری در اینگونه مستندها بگویید که چگونه به این بافت رسیدید؟
خود این آدمها و محیط زندگی آنها چگونگی دکوپاژ و قاببندی را مشخص میکرد. من تنها زواید را حذف میکردم و بیشترین تلاشم این بود که در این محیط ظالمانه و فقرزده زیباییهای نهفته در آن را هم به تصویر بکشم و صلابت و بزرگواری این زنان را بتوانم در قاب تصاویر جا بدهم.
فکر میکنم در انتقال سریع و دقیق محدوده جغرافیای کوشش زیادی نکردهاید. شما چه نظری دارید؟
درسته است. من تاکید زیادی در اینکه این زنان کجا زندگی میکنند نداشتم.چون نمیخواستم فیلم قومنگارانه بسازم. میخواستم مظلومیت این زنان را محدود به یک منطقه جغرافیایی نکنم. این زنان در جای جای میهنمان وجود دارند. گیریم در یک منطقه به زبان آذری حرف میزنند و در جای دیگرکردی، عربی، بلوچی، ترکمنی و…
سوژههای شما خیلی راحت با دوربین در ارتباط هستند و این حتما از نوع برخورد شما با آنها تاثیر گرفته درباره نوع برخورد با سوژهها بگویید که چگونه توانستهاید اطمینان افراد محلی را تا این حد جلب کنید و آنها چگونه به شما اطمینان کردند؟
من با این افراد زندگی کردم و آنها مرا از خود میدانستند و میفهمیدند که در کنارشان هستم و میخواهم کمک کنم تا صدایشان شنیده شود.
در سکانسی که یکی از زنان برای بساط پهن کردن به روستای دیگر میرود و بساط پهن میکند یک ماشین بزرگ وانت با فروشندگان مرد وارد آن محله میشود و در نزدیکی آن زن بساط میکنند در اینجا زنان روستا به سمت آن وانت میروند و فقط از آن فروشندگان خرید میکنند. این سکانس مفاهیم پیچیدهای در اجرا خلق کرده. چقدر این سکانس طراحی شده بود؟
ما برای این سکانس هیچ طراحی قبلی نداشتیم. درحین فیلمبرداری داد و فریاد فروشنده دوره گرد مانع صدابرداری میشد. دو، سه بار خواهش کردیم با صدای بلند جنس خود را تبلیغ نکند و او هم قبول کرد. وقتی فیلمبرداری تمام شد و ما وسایل خود را جمع کرده بودیم و محل را ترک میکردیم من هجوم زنان روستا برای خرید از آن فروشنده را دیدم. به گروه گفتم وسایل را آماده کنند و به زیبا صنم گفتم برود بایستد کنار ماشین و هجوم زنها برای خرید از آن مرد را تماشا کند. فیلم گرفتیم و نگاه حسرت بار زن به این هجوم برای خرید بسیار به دردمان خورد. در اینگونه موارد فیلمساز در لحظه تصمیم میگیرد که از موقعیت پیش آمده به نفع فیلمش استفاده کند.
فیلم شما یک فیلم فمینیستی است؟
بگذارید از این عنوانها استفاده نکنیم. فیلم من تنها گوشههایی از زندگی زنان محروم میهنم را غمخوارانه نشان میدهد.
در آخر صحبتی برای تکمیل این گفتوگو دارید؟
موفق و کامیاب باشید.

مستند «مراسم صبحگاهي» هادي آفريده، جايزهي جشنواره «استولاک» را گرفت. به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (
ایسنا)، طبق اعلام دستاندركاران اين فيلم؛مستند «مراسم صبحگاهي» پس از حضور در جشنوارههاي مختلف بينالمللي در دوسال گذشته جايزه بزرگ جشنواره بين المللي فيلمهاي کوتاه و مستند «استولاک» کشور بوسني را گرفت. اين جشنواره که به منظوره شناخت شهر «استولاک» در کشور بوسني سومين سال برگزاري خود را در تابستان امسال سپري کرد و سطح وسيعي از فيلم هاي کوتاه و مستند برگزيده جهان را در اين دوره به نمايش گذاشت ، ايران موفق شد با مستند کوتاه: «مراسم صبحگاهي» ساخته هادي آفريده جايزه بزرگ و تنديس طلا بهترين فيلم جشنواره«استولاک» بوسني را کسب کند. هادي آفريده سال گذشته نيز با فيلم داستاني «پدر» در اين جشنواره حضور داشت است. گفته ميشود: مستند مراسم صبحگاهي پيش از اين به عنوان مستند منتخب نخستين کارگاه تخصصي مستند سازي ايران از طرف انجمن مستند سازان سينماي ايران و مرکز گسترش سينماس مستند وتجربي شده انتخاب شده و در: پنجاه و پنجمين جشنواره بلگراد صربستان - هفته فرهنگ وهنر ايران (به سوي بهار) در آمستردام هلند - نمايش دو روزه مستندهاي برگزيده ايران در اپسالا سوئد - هشتمين جشنواره فيلمهاي ايراني ياري سوئد - جشنواره بينالمللي فيلم اوپولسکي ليمي لهستان - جشنواره مستندهای ايراني در لندن ( 30 سال مستندسازی ايران ) - پنجمين جشن تصوير سال و ... حضور داشته است. اين مستند به اجرايي مراسم صبحگاهي در يکي از مدارس دخترانه مقطع ابتدائی شهر تهران ميپردازد.این یادداشت نخستین بار در ماه نامه تخصصی فیلم کوتاه شماره ۱۲- شهریور ۱۳۸۸ منتشر شد
اصلاحات گفت وگو با منوچهر مشیری ( هادی آفریده )
در شماره ی خرداد ماه 1388 گفت وگویی با استاد عزیز منوچهر مشیری داشتم، که با عنوان : منوچهر مشیری و کارگاه های مستندسازی ، به چاپ رسید؛ و بازتابهای گوناگون خوانندگان مجله را به دنبال داشت. آقای مشیری با ارسال نامه و تماس تلفنی نکاتی را به بنده مطرح کرده و به کاستی های که در مرحلهی تلخیص و پیادهسازی، به متن منتشره راه پیدا کرده بود اشاره واعتراض داشتند. که به چاپ این توضیحات منجر شد. در ابتدا باید اشاره کنم گفت وگوی یاد شده، با هماهنگی جناب آقای همایون امامی برای نشر در آینه (خبرنامه داخلی انجمن مستند سازان) انجام شده و قرار بود همانجا نیز چاپ شود. که به دلیل عدم انتشار نشریه، این امکان منتفی می شد. نظر به اهمیت گفتگو، دریغم آمد که به دست فراموشی سپرده شود. این بود که مجله فیلم کوتاه را برای نشر آن مناسب دیدم. فرصت کم باقیمانده، مرا از این که موقعیت جدید را با آقای مشیری در میان گذاشته و تلخیص متن گفتگو را به تأیید ایشان برسانم واداشت. از سوی دیگر، از آنجا که در عرف نشر مصاحبه، تلخیص مطالب پیاده شده، امری ناگزیر است؛ و از سویی دیگر، با توجه به تفاوت بین ادبیات شفاهی و ادبیات نوشتاری، می توان دریافت که مصاحبه شونده محترم مُحق است که در صورت عدم تأیید، به نشر گفتگویش اعتراض کند. که چنین نیز شد. به هرحال در این که قصوری رخ داده تردید نمی توان داشت؛ تنها می ماند پوزشی از آقای مشیری که امیدوارم بر من ببخشایند. اضافه بر موارد یاد شده نکات دیگری نیز در آن گفتگو وجود داشت که اختصاراً در زیر به آن اشاره می شود:نخستین کارگاه های تخصصی مستندسازی ایران از تاریخ 4 تا 17 شهریور برگزار شد و تیم برگزار کننده از تیر ماه 1385 حدود دو ماه قبل درمرکزگسترش سینمای مستند مستقر شده اند. اما در آن گفت وگو زمان برگزاری کارگاه ها به جای شهریور- تیرنوشته شده بود. خانم سودابه مرادیان مدیر اجرایی آن کارگاه ها بودند. که در آن گفت وگو سمت اجرایی خانم مرادیان به طور کامل ذکر نشده بود. در مورد کارگاه های مستند گزارشی اصلاح می کنم که جناب آقای منوچهر مشیری 3طرح را مشاور مستندسازان بودند. که در آن گفت وگو آمده بود ایشان 4 طرح را مشاور بودند.
گفت و گوی کامل با آقای منوچهر مشیری را در لینک زیر بخوانید
به مناسبت پنج سالگی پایگاه خبری فیلم کوتاه و مستند
یادداشت هادی آفریده
فرزند هنر باش - نه فرزند پدر - فرزند هنر - زنده کند نام پدر
پنج سالگی پایگاه خبری فیلم کوتاه را به خواهرانم مرجان و مرضیه ریاحی تبریک می گویم. این دختران سخت کوش که اگر یادداشتهای ادوار گذشته شان را به مناسبت سالگردهای پایگاه خبری فیلم کوتاه بخوانیم، درک خواهیم کرد که امسال خسته تر و شاید نامیدتر از گذشته هستند. چه باید کرد... ؟ فکر می کنم این حالی که شما دارید را خیلی از هنرمندان، یا اوصول افراد مستقل این مُلک در این دوران دارند! در دورانی زندگی می کنیم که هنرمندان مستقل فقط آنقدر پول در می آورند که شاید بتوانند تکه کاغذی برای ثبت و خلق اثری هنری یا کرایه تاکسی و یا خرج بَزک و آراستگی شان را بدهند ! حالا چرا شکم خالی و بَزک ؟ چون شاید فکر می کنیم در هر شرایطی که باشیم باید خوش آب و رنگ تر از حقیقت نهفته مان دیده شویم ! و صورت خودمان را با سیلی سرخ نگه می داریم تا سر بلند باشیم برای فرهنگ و تمدنی که روزگاری نه خیلی دور خواستگاه تمدن، فرهنگ و هنر بشری بوده است ، اما امروز ... چرا ما باید خودمان را بَزک کنیم تا آبروی نه چندان باقی مانده فرهنگ، هنر و اندیشه سرزمینی که قدمتی بیش از تاریخ دارد سر افراز نگه داشته شود ؟ جواب : چون آنان که واقعا مستقل هستند ، واقعا ایرانی هم هستند. خواهران ریاحی من شما را از نسل زنانی همچون گردآفرید ها می دانم، اما ویژه گی شما با آن گردآفرید شاهنامه فردوسی این است که کلاه و زره مردانه بر تن نکرده اید و زنانه وار پا در میدانی گذاشته اید که مردان و زنان بسیاری را تا به امروز به ویرانی کشانده است. این یادداشت شما هم بهانه خوبی برای من شد تا از مدیران انجمن سینمای جوانان ایران – مرکز گسترش سینمای مستند وتجربی – حوزه هنری و دیگر متولیان فرهنگ این ملک که برای شما و امثال من زندگی و لحظاتی شیرین، پُر از کار، پُر از پول ، اندیشه پرور و خلاق ، خارج از ممیزی، خارج از تبعیض، دور از ابتذال و بیانگی فرهنگی ، قانون مدار و به خاطر روح عدالت محور و انتقاد پذیرشان تشکر و قدرانی کنم و بگویم : این نیز بگذرد ... اگر ما آن سنگ های زیبا و رنگین کف رودخانه باشیم ، که هستیم ! و شما مدیران آن جریان آب رودخانه هستید. ما می مانیم و شما گذرمی کنید ، اگر نیک رفتار و آزاد اندیش باشید به آبهای بی کران خلیجی زیبا خواهید رسید و اگر کج رفتار کرده باشید قطعا باتلاق فراموشی در انتظارتان است. البته ما نیز می رویم اما ما که عمر و جوانی و لحظات با ارزش زندگی مان را در راه فرهنگ ایران کهن خرج می کنیم فرزندانی داریم که آثارمان اند. آنها همیشه زنده می مانند و نفس می کشند. در پایان به عنوان یک فیلمساز کوچک این سرزمین فقط می گویم : خسته نباشید
برای مطالعه یادداشت سالگرد ۵ سالگی پایگاه خبری فیلم کوتاه به لینک زیر مراجعه کنید.
مهرداد فخیمی فیلمبرداری که کودکانه خلاق بود
حرف های مریم فخیمی به مناسبت اولین سالگرد درگذشت پدرش مهرداد فخیمی
یادداشت و گفت وگو از هادی آفریده
این یادداشت نخستین بار در ماه نامه تخصصی فیلم کوتاه شماره ۱۲- شهریور ۱۳۸۸ منتشر شد
در این شماره قرار است بیشتر درباره سینمای کودک و دنیای کودکان بخوانید. اما واقعا حیف است که به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت مهرداد فخیمی، فیلمبرداری که عمیق می دید اما به مانند کودکان ذهنی خلاق داشت یادی نشود. مهرداد فخیمی جزو آن دسته فیلمبردارانی بود که کارش را با فیلمبرداری فیلمهای کوتاه و مستند آغاز کرد که اتفاقا فیلم های سفر ساخته بهرام بیضایی و نان و کوچه ساخته عباس کیارستمی جزو آن دسته فیلم کوتاهی هستند که در کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان و با تم و موضوع کودکان ساخته شده و همچنان پس از گذشت دهه ها جزو بهترین فیلمهای کودک تاریخ سینمای ماست.
سکانس اول ( کمی درباره مهرداد فخیمی )
مهرداد فخيمی متولد 1318 تهران- فارغ التحصيل فیلمبرداری از آلمان است. از 17 سالگی تا 27 سالگی مشغول تحصیل و همکاری با تلویزیون های آلمان بوده است. او فیلمبرداری را با فيلم های كوتاه همانند : سفر اثر بهرام بیضایی - جام حسنلو اثر محمد رضا اصلانی - نان و كوچه اثر عباس کیارستمی - اربعين و نخل اثر ناصر تقوایی و... آغاز و سينمای حرفه ای را سال 1353 با فيلمبرداری فيلم غريبه و مه به كارگردانی بهرام بيضايي تجربه كرد. فخیمی برای فیلمبرداری بیش از 40 فیلم کوتاه ، مستند و سینمایی جوایز گوناگونی کسب کرد. وی در دهمين جشنواره بين المللی فيلم فجر برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداری برای فيلم مسافران اثر بهرام بیضایی شد و در سال 1365 نيز نامزد دريافت سیمرغ برای فيلم ناخدا خورشيد اثر ناصر تقوایی شد. سال 1381 در بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر بزرگداشت اين فيلمبردار برگزارشد و آثار برجسته وی به نمایش گذاشته شد. مهرداد فخیمی پس از مدتها تحمل بيماری سرطان ريه سرانجام صبح روز 23 مرداد 1387 بر اثر عوارض اين بيماری در منزل خودش چشم از جهان فرو بست. چه كسي امير را كشت ؟ ساخته مهدی کرم پور آخرين فعاليت سينمايي زنده یاد فخيمی بود.
سکانس دوم ( کمی درباره مریم فخیمی )
مریم فخیمی متولد 1349 تهران، در سن 19 سالگی نزد فرهنگ معیری به حرفه گریم مشغول شد و به گفته خودش همانجا با نور ، رنگ ، لنز و در واقع به حرفه سینما و به خصوص عکاسی علاقه مند شد. از سال 1379 تا 1380 شروع به عکاسی و ساخت فیلمهای کوتاه ، مستند و تجربی کرده و تا به امروز 5 نمایشگاه انفرادی عکاسی برگزار کرده و دربیش از 14 نمایشگاه گروهی عکاسی حضور داشته و فعال بوده است. فخیمی 5 فیلم کوتاه عکاسی کرده است و 3 ویدئو آرت ساخته ، مریم فخیمی از جمله فیلمسازان و مستندسازان فعال سالهای اخیر بوده که بدون حاشیه سازی های مرسوم تا به امروز بیش از 11 فیلم کوتاه ، مستند وتجربی ساخته و در ده ها عنوان جشنواره داخلی وخارجی حضور داشته است. او فرزند زنده یاد مهرداد فخیمی فیلمبردار همیشه جاودان سینمای ایران است. گفت وگوی زیر به بهانه برگزاری نخستین سالگرد درگذشت مهرداد فخیمی با مریم فخیمی انجام شده است.
دوست دارم از زبان مریم فخیمی ، مهرداد فخیمی را برایم تعریف کنی ! مهرداد فخیمی چه خصوصیاتی داشت که می تواند آثار و شخصیتش را برجسته کند ؟
صحبت کردن راجع به پدری که فقط پدر من نبود و متعلق به جامعه هنری یک مملکت به بزرگی ایران و فیلمبرداری شاخص با تفکر خاص است بسیار دشواره ، خود من به عنوان فرزند مهرداد فخیمی سالها گذشت تا توانستم حسهای شخصی خودم رو از زندگی حرفه ای پدرم جدا کنم و سعی کنم منطقی به او نگاه کنم و بی طرف باشم. او به سادگی پیچیده بود. منظم و هماهنگ ریتمیک و روشن بود، پر انرژی و معلمی که در لحظه زندگی می کرد. تضادهای فطری و ذاتی پدرم شاید بیشترین جذابیت رو در او ایجاد می کرد.مهرداد فخیمی کارش را زندگی می کرد و تمام عشق وجودش را در صحنه و سر فیلم برداری می گذاشت. عاشق بود و خودش این عشق را گاهی به اسارت تشبیه می کرد. با کارش زنده بود و لحظه های زندگی بود که بیشترین توجه او را به خود جلب می کرد. نتیجتا این عشق لازمه اش ساخته شدن یک فیلم بود، قصه ای باید می بود تا صحنه ای آماده عبور از نگاه خالص وعاشق او بشود تا او جولانگاهی برای حضور پر تیز بین خود بیابد. حضور یکی از ویژگی های بارز پدرم بود. در حالی که دوست نداشت دیده بشود دوست داشت نگاه و نوع دیدنش مثبت شود و دیده بشود. این هم ازهمان تضادها یست که او را جذاب می کرد. زندگی حرفه ای بود که بخش اعظم عمرش را به خود اختصاص می داد. همه آموخته هایش را به گروهش منتقل می کرد و درعین سخت گیری نرم و روان بود. زمان مکان قرار گرفتن در موقعیت وهماهنگی و ایجاد فضای مطلوب مشخصاتی است که او رابه نظر من فیلمبرداری نقاش می سازد. یا اگر موسیقی بود ریتم و تم اصلی آن را شکل می داد. دوربین فخیمی نگاه نمی کرد، می دید. این دوربین که دیدن را برای بیننده چشم نواز می کرد درهر فیلم بنا به شرایط همان فیلم حرکت می کرد و خاصیت سیال داشت، هرگز از فیلم بیرون و جدا نمی شد. حضور دوربینش بقدری حساب شده بود که احساس نمی شد. جزیی از فیلم بود و کاملا متعلق به روایت و درخدمت فیلم. فردی بود که درعین تنها و خلوت بودنش بسیار گروهی و همراه و درعین پنهان بودنش کاملا پیدا و آشکار. فکرمی کنم با ارائه آثارش و تاثیر نگاهش در فیلمها برای همیشه چشمی برای دیدن فیلم هایی برای نگاه کردن را باقی گذاشت و با نوع و روش کاریش درسهای بسیاری را در اختیار همه گذاشت برای آنهایی که درک نگاهش را که بسیارعمیق هم بود دارند. استحکام و استقلال درسهای سختی بود که شخص من از مادر و پدرم آموختم، گذشتن و قسمت کردن نتیجه اش شد.
بهرام بیضایی ، ناصر تقوایی ، علی حاتمی ، مسعود کیمیایی ، پوران درخشنده ، عباس کیارستمی ، محسن مخملباف ، رسول صدر عاملی و ... از جمله کارگردانانی بودند که با زنده یاد فخیمی همکاری داشته اند. مخصوصا در فیلمهای سفر ، کلاغ ، مرگ یزد گرد ، مسافران ، غریبه و مه و چریکه تارا ، که از آثار برجسته تاریخ سینمای ما و بهرام بیضایی نیز هست فخیمی با تسلط خود بر فیلمنامه و خواسته کارگردان توانسه دغدغه های بصری بهرام بیضایی را پاسخگو باشد. فکر می کنی چرا کارگردانان برجسته کشور هر کدام دوست داشتن تجربه ای با مهرداد فخیمی داشته باشند ؟
به نظر می آید که فخیمی توانایی این رو داشت که با تفکر کارگردان یکی بشه و نگاه مشترکی رو پیدا کنه و با استفاده از دانش تکنیکی خودش عمل کرد انعکاس را در آینه برای تماشاگران شفاف و مطلوب به نمایش بگذاره. جسارت و برداشتن ریسک از ویژگی های کار حرفه ای بود. جاهایی نگاتیو اکسپوز می شه و در نورهایی که شاید هر کسی جسارتش را نمی کرد با ریسک بر نمی داشت، اما فخیمی در به خوصوص ناخداخورشید این کار رو بسیار انجام داد.خوب فکر می کنم تمام این خصوصیات میتونه یه کارگردان رو به انتخاب فخیمی تشویق بکنه. یک کارگردان بهترین چشم را برای دیدن لازم داره. چشمی که علاوه بر مسائل تکنیکی تفکر و حس وعمق مطلوبی روهم داشته باشه. شاید جهان بینی و با تجربه بودن او هم بسیار در این انتخاب ها دخیل بود. پدرم کار سخت رو دوست داشت. انگار همیشه حریف می طلبید ، مسئولیت پذیر بود و متفکر ، دانش بصری و مدیریت او زبان زد اطرافیانی بود که با او کار می کردند. البته ناگفته نماند که حسهای قوی خودش را در کادر و حرکت می دید به گفته ابراهیم غفوری کسی که در 18 سالگی از فیلم : چریکه ترا ، با پدرم کار کرد و سالها کنار او بود و حالا خودش فیلمبرداری شاخص است. فخیمی همان کادری که ما می بستیم را می بست اما حس آن متفاوت بود شاید این حضور جذاب او بود، شاید توانایی انتقال بسیار قوی .
فیلم های مستند و کوتاه ، جام حسنلو اثر محمد رضا اصلانی و نان و کوچه اثر عباس کیارستمی از آثار برجسته تاریخ سینمای مستند و کوتاه ایران است. این آثار از دریچه ویزور مهرداد فخیمی فیلمبرداری شده، علاقه مند هستم بدانم مهرداد فخیمی چند فیلم کوتاه و مستند دیگر فیلمبرداری کرده و فهرست کامل دیگر آثارش چیست ؟
مهرداد فخیمی کارش با فیلمبرداری فیلم های مستند و کوتاهی همچون : سفر اثر بهرام بیضایی - مستند های اربعین ، نخل آثار ناصر تقوایی – مجموعه مستند ایران شناسی اثر نصیب نصیبی – گنجینه گلر ( رودبار ) – آناهیتا ( کنگاور) اثر نصیب نصیبی – جام حسنلو اثر محمدرضا اصلانی – دار اثر رضا علامه زاده – نان وکوچه اثر عباس کیارستمی – سفر اثر بهرام بیضایی – بدبده اثر محمدرضا اصلانی – چنین کند حکایت اثر محمدرضا اصلانی – دست فروش ( اپیزود 2 ) اثر محسن مخملباف ... و آثار نیمه بلند و بلندی که فخیمی به ثبت رسانده عبارتند از : غریبه ومه ، کلاغ ، مسافران ، چریکه تارا و مرگ یزدگرد آثار بهرام بیضایی - پاییزصحرا اثر عسگری نصب – حامی و کامی اثر نادر ابراهیمی –– دلیران تنگستان اثرهمایون شهنواز – ناخدا خورشید اثر ناصر تقوایی – سمک عیار اثر محمد رضا اصلانی – هزار دستان ، کمیته مجازات ، کمال الملک ، حاجی واشنگتن اثر علی حاتمی – تا غروب اثر جعفر والی – دیدار اثر محمد رضا هنرمند – روانی اثر داریوش فرهنگ – دختری به نام تندر اثر آشتیانی – ترنج اثر محمدرضا اعلامی – عشق گمشده اثر سعید اسدی – مرد عوضی اثر محدرضا هنرمند – چه کسی امیر را کشت ؟ اثر مهدی کرم پور – بانی چاو اثر احمدرضا گرشاسبی – دم رل اثر یدالله صمدی – صاعقه اثر ضیا الدین دری – تیغ و ابریشم اثر مسعود کیمیایی – پرنده کوچک خوشبختی اثر پوران درخشنده و ... امیدورام فیلمی را از قلم نداخته باشم !
من مریم فخیمی را در فیلم های کوتاه ، مستند و مخصوصا در عکاسی هنرمندی تجربه گرا می دانم. این خصوصیات تجربه گرایی که در آثار تو به کرات دیده می شود چقدر از مهرداد فخیمی تاثیر گرفته و مهرداد فخیمی چقدر هنرمند تجربه گرایی بود ؟
سوختم زین آشنایان / ای خوشا بیگانه ای
بله ، من هم زندگی برام معنیش تجربه است. جور دیگری نمیتونم باشم. یعنی بلد نیستم . من چه خواسته و چه ناخواسته پدرم تاثیر زیادی روم گذاشت. مقداری ژنتیک و مقداری تربیتی و شاید آموزشی، یکی از همین تجربه های جبری فرزند چنین فردی بودن است. بسیار عمیق و گاهی بسیار سخت اما پر افتخار و با صلابت ، دوستش داشتم و آزادگی از بارزترین شخصیتهایش بود. احساس من تا قسمتی در این شعر که شنیدم اما نمی دونم مال کیست قابل شنیدنه.
کرده ام تا خویش را قالی صفت پامال او
صد تفاخر هر زمان به چرخ عالی کرده ام
در این زمانه که ما داریم گفت وگو می کنیم خیلی از فیلمنامه نویسان ، فیلمبرداران و دیگر عوامل سینما بعد از مدتی حرفه خود را رها می کنند و کارگردان میشوند. فکر میکنی چرا مهرداد فخیمی با دانش وتجربه ای که از سینما داشت خود را کارگردان نکرد و از حرفه خود دل سرد نشد ؟
پدرم عاشق بود و مومن به کاری که انجام می داد. فیلمبرداری برای پدرم مرحله دمیده شدن روح به تصویر بود. این حرفه برای او وصل بود، جایی که نگاه به دید تبدیل می شد. او در متن جاری می شد و شاید هر حرفه دیگری او را از رسالتش دور می کرد. فردی منظم و معتقد به حرفه اش بود. اعتقادی به چند کاره بودن نداشت و در فیلمبرداری تنوع را تجربه می کرد و همیشه مسافر بود در حالی که حرفه اش هدفمند و استوار بود.هیچ چیزی در جهان برایش با ارزش تر از حرفه اش نبود و به همین دلیل ساده از زمانی که توانایی دلخواهش را نداشت چشم از جهان فرو بست و سایه اش را ماندگار و جاویدان کرد.
آیا زند یاد فخیمی با تکنولوژی دیجیتال رابطه و احساسی که با تکنولوژی آنالوگ داشت را توانسته به خوبی و با تسلط بر قرار کند ؟
بله ، البته با ویدئو هم کار کرد. اما مطمئنم که لذت و هیجان و ایجازی که در نگاتیو هست در ویدئو نیست . پدر کار سخت رو دوست داشت ، غیر ممکن هایی که می تونست ممکن کنه و با سختی کار دست و پنجه نرم کنه.
فکر می کنی درچه شرایطی مهرداد فخیمی می توانست آثار برجسته تر و بیشتری را در سینمای ایران ثبت کند ؟
واقعیت از نظر من هم همین است که لحظه ای که تفکر کارگردان از دوربین فیلم برداری دیده می شد و شکل مطلوب را پیدا می کند کار گروهی نتیجه بخش بوده امان از زمانی که تفکری نباشد که تو به تصویر بکشی ، اگر تفکر خوب ، قصه خوب و اگر امکان تولید و ساخت فیلمهای بهتری بود حتما عمر کاری پدرم بیشتر و آثارش هم بهتر می شد . مهرداد فخیمی مرد اجرای عمل بود نه مرد توضیح دهنده واضحات در عمل .
جملات آخر این گفت و گو از تو باشد ...
تلاش می کنم آثار شاخص پدرم مهرداد فخیمی را گرد آوری کنم تا روزی با بهترین کیفیت در قالب مجموعه آثار وی منتشر کنم . تا این میراث برای تمام نسل های گذشته ، امروز و فردای این کشور برای همیشه باقی بماند. که فکر می کنم پدرم بزرگترین هدف اش این بوده است .
مستند جدیدی از: هادی آفریده
سال تولید:1388
کشور:ایران
مدت زمان فیلم:27دقیقه
فرمت:HD
تیتراژ و خلاصه داستان:
طراح، محقق و کارگردان : هادی آفریده
تصویر: محمد عاشقی
تدوین: حمید نجفیراد
صدا: محمدرضا سرمدی
آهنگساز و نوازنده کمانچه: حمیدرضا آفریده
مشاوران تحقیق: رضا دبیرینژاد و زهرا حبیبیزاد
مشاور تدوین: مجید عاشقی
مدیر تولید: اعظم صادقی منفرد
صداگذار: حمید نجفیراد
ضبط موسیقی: استودیو تریو
عکس: محمد حمیدی، فاطمه اکبری و رضا ملکی
دستیار تصویر: مهدی قاسمی
دستیار صدابردار: محمد امیر احمدی
ترجمه: بهمن نورایی
با حضور: جمال شاه حسینی، علی گرجی و محمد رضا مرادی
روایت محمدرضا مرادی ظروفچی و خدمه گذشته کاخ سلطنتی و جمال شاه حسینی عضو کمیته تصرف کاخ و نگهبان امروز کاخ موزه نیاوران از وقایع تصرف و خاطره های گم شده مهمترین کاخ سلطنتی ایران (کاخ نیاوران) پس از گذشت 30 سال.

حیات : نمایش و نقد و بررسی 5 فیلم کوتاه " دستی متولد می شود " ، " تنگ خالی ماهی " ، " پدر " ، " زندگی و دیگر هیچ " ؛ " روح الله موسوی " و " قربانی " ؛ عصر روز گذشته (8 شهریورماه) به همت باشگاه فیلم تهران و انجمن فیلم کوتاه ایران در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. اما به دلیل حضور تنها دو کارگردان یعنی هادی آفریده و عاطفه خادم الرضا دراین نشست، آثار این دو نقد و بررسی شد. در ابتدای نشست، خادم الرضا درتعریف فیلم خود، گفت: "تنگ خالی ماهی" هم زمان مجادله یک زن و شوهر و زخم خوردن کودکی در این میان را در یک آپارتمان به تصویر می کشد و تنها رنگ قرمز ماهی در این فیلم دیده می شود که می تواند نشانی از کودک داستان باشد. این کارگردان با بیان اینکه مفاهیم مشخصی را در فیلم خود دنبال کرده است، افزود: هر بیننده ای می تواند با توجه به محوریت داستان و شکل انتزاعی اش، برداشت های شخصی و متفاوتی از آن داشته باشد به همین دلیل نیز سعی کردم نگاه خود را مستقیما به مخاطب القا نکنم. به گفته این کارگردان استفاده از "ماهی" برای انتقال مفاهیم تا حدودی کلیشه شده اما می توان برداشت های متفاوتی از آن برای انتقال مفاهیم داشت. بنابراین گزارش عناصر صحنه ای موجود در فیلم و تاکید بر آن نشان از نقطه نظر و نگاهی است که کارگردان دنبال می کند، به همین دلیل این سوال ایجاد می شود که "پسر داستان چه چیزی را به وسیله ماشین تایپ، ثبت می کند؟". وی دراین باره توضیح داد: عناصری چون صدا، شکل و فضا سوژه را "دراماتیک" کرده و می توانند در بیننده حافظه تاریخی ایجاد کنند، به همین دلیل نیز از ماشین تایپ استفاده کرده ام چرا که معتقدم کامپیوتر حس نوستالوژی لازمه را از بیننده می گیرد. اتفاقات "تنگ خالی ماهی" در حال رخ می دهد. خادم الرضا در تحلیل این مطلب که کارگردانی و میزانسن ها به گونه ای است که نوعی دلسوزی را نسبت به کودک داستان ایجاد می کند، بیان کرد: هم ذات پنداری با شخصیت اصلی فیلم و حوادثی که این احساس را به وجود می آورند، جریانی است که با موقعیت های داستان برای مخاطب پیش آمده است. این فیلم ساز در توضیح مفاهیم فیلم "تنگ خالی ماهی"، گفت: اتفاقات این فیلم در زمان حال رخ می دهد اما درعین حال شخصیت فیلم به شکل موازی با کودکی اش حرکت می کند و طی فرآیندی بزرگ سال وی به نمایش در می آید که دست کودکی خود را گرفته و از آن اتاق خارج می شود، این امر به عقیده بنده نشان دهنده آن است که انسان هرگاه بخواهد می تواند گذشته خود را رها کرده و زندگی جدیدی را آغاز کند.
هدفم از ساخت "پدر" القا نگاه پدرسالانه بود
درادامه این نشست هادی آفریده درباره فیلم خود، گفت: "پدر" را در سال 85 ساختم و بعد از ساخت این فیلم کوتاه، تاکنون 4 مستند تولید کرده ام؛ هرچند که قصد دارم دوباره فیلم کوتاه بسازم. وی درباره قصه فیلم "پدر" گفت: این داستان قصه ای ساده از مجموعه داستان های "ریموند کارور" است که می توان به آن نگاهی عمیق ومتفاوت داشت. این کارگردان با بیان اینکه فیلم "پدر" در30 جشنواره داخلی و خارجی شرکت داشته است، اظهار داشت: هدف بنده از ساخت این فیلم القا نگاه پدرسالانه بود و به همین دلیل است که پدر این داستان دختر تازه متولد شده خود را "نق نقو" می بیند و او را به "پیکان" تشبیه می کند. آفریده با اشاره به اینکه این فیلم مردسالاری را در جامعه نقد می کند، اظهار داشت: برای دختر داستان گریمی ساده درنظر گرفتم تا چهره آن تلفیقی ازدختر و پسر باشد و این فرد درظاهر تمام خصوصیات یک دختر را دارد اما حرف هایی می زند که چندان نشان از تعلق خاطر وی به این جنسیت نیست.
هادی آفريده عنوان كرد: در تدوين پيشنويس لايحه نظام سينمايي، كمترين نقش را صنوف برعهده داشتهاند. در واقع اين لايحه در ميان هيات مديرهي خانه سينما طراحي شده است. اين مستندساز در تماسي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ادامه داد: فكر ميكنم كه خانه سينما اجازه ندارد كه بدون مشورت با صنفهاي مستقلي مانند فيلم كوتاه و مستند به تصميمگيريهاي كلان درباره آنها بپردازند. دو صنف فيلم كوتاه و مستند بيش از 600 عضو دارند، اما دربارهي چنين طرحي هيچگاه نظري از آنها خواسته نشده و حتي طبق اعلام سخنگوي اين صنوف تا زمان ارائهي اين لايحه، از مديران اين صنوف هم نظري نخواستهاند. البته اكنون اين دوستان ميگويند كه اين لايحه در حد پيشنهاد است، اما حتي اگر پيشنهاد هم باشد بدون مشورت با صنفهاي مختلف حالت درستي ندارد. او ادامه داد: معمولا دربارهي مسالهاي پيشنهاد ميدهيم كه به ماهيت آن شك داشته باشيم، اما بسياري از افرادي كه اين لايحه را تدوين كردهاند در فضاهايي مانند مركز گسترش يا انجمن سينماي جوانان رشد كردهاند. در واقع بنده، براين باورم كه چنين لايحهاي بيشتر براي سينماي تجاري كاربرد دارد و ادبيات آن خيلي فرهنگي نيست. آفريده همچنين به نقش دو صنف مستندسازان و فيلم كوتاه اشاره كرد و گفت: فكر ميكنم كه لازم است هرچه سريعتر اين دوصنف نسبت به اين مساله واكنش نشان دهند، چرا كه چنين بحثي اكنون حاشيههاي بسياري درست كرده و بسياري از افراد را بيانگيزه كرده است، حال آنكه من فكر ميكنم كه حداقل خود اهالي سينما نبايد براي يكديگر مشكلآفرين باشند. به هر حال اينگونه بحثها، فرصتي ايجاد ميكند تا عدهاي نيز به سوء استفاده بپردازند. آفريده در پايان صحبتهايش هم خاطرنشان كرد: هر فرد و گروهي آزاد است تا به بيان نظرات خاص خود بپردازد، اما به حال سينماي كوتاه و مستند صنف دارد و يكي از اين صنوف دوسال پياپي به عنوان برگزيدهي خانه سينما معرفي شده، پس بهتر است كه تصميمگيري دربارهي اين بخشها به صنف و اعضاي آن واگذار شود.

هشت فیلم کوتاه در سومین دوره نمایش ماهانه فیلمهای کوتاه اعضای ایسفا با همکاری باشگاه فیلم تهران در فرهنگسرای هنر به نمایش درمیآیند. به گزارش « پایگاه خبری فیلم کوتاه » به نقل از روابط عمومی انجمن فیلم کوتاه ایران، اسامی این فیلمها عبارتند از:پدر (هادی آفریده) ،بچه مگس ، تنگ خالی ماهی ، دستی که متولد میشود، راهبان، رهگذران درهی انار، زندگی ودیگر هیچ و قربانی. گفتنی است پس نمایش فیلمها جلسه نقد و بررسی با حضور کارگردانها برگزار میشود. علاقهمندان برای حضور در این برنامه میتوانند یکشنبه ۸ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ به فرهنگسرای هنر مراجعه کنند .
نقد زیر درسایت هنرهای معاصر جهان در رابطه با اکران اینترنتی مستند:مراسم صبحگاهی به کارگردانی هادی آفریده نوشته شده که در ادامه ترجمه فارسی و منبع اصلی سایت را مشاهده می کنید.
نقد مستند : مراسم صبحگاهی - فیلمی از هادی آفریده
نوشته : آرش فیاضی
منبع ( سایت هنرهای معاصر جهان ) چند هفته پیش یکی از دوستان خوبم لینک سایت Mooweex را برایم فرستاد، این سایت حاوی آثار نسل جدید فیلمسازان ایرانی است. در میان این فیلمها "مراسم صبحگاهی" فرسنگها جلوتر از دیگر فیلمهای کوتاه به چشمم آمد.این فیلم با نمایی کوتاه از تهران، پایتخت پرجمعیت 15 میلیونی ایران، آغاز می شود. ساعت هفت صبح است. اگرچه ترافیک تهران از ساعاتی پیش آغاز شده، اما هنوز به اوج خود نرسیده تا ساعت هفت صبح، ساعتی که بسیاری از مدارس در ایران باز می شوند، زمانی که قطارها، تاکسی ها، سرویسهای مدارس، ماشینهای شخصی و موتورسواران اوج حضورشان در خیابانها است، زمانی که هر شخصی و هر وسیله ای در شهر به حرکت در می آید فقط برای انجام دادن یک مسئولیت: رساندن صدها هزار محصل به مدارسشان. داستان فیلم ساده است. درباره چگونگی آغاز یک روز، در مدراس ابتدایی ایران همراه با مراسم صبحگاهی آن است. بچه ها در صفهای 5 ردیفی ایستاده اند. یونیفرم آنها شامل مقنعه سفید و روپوش صورتی-بنفش آستین بلند همراه با شلواری هم رنگ، در زیر آن است. آنان بازیگوش هستند، همانند هر بچه دیگری در این سن. آزین کوچک حدود 7-8 ساله با مقنعه خود بازی می کند، به نظر می رسد که او در افکار خود گم شده است زمانی که صدای زنانه شنیده شده از بلند گو به او گوشزد می کند که مقنعه اش را درست سر کند. زمانی که بازی و شیطنت این دانش آموزان کوچک ادامه دارد، صدای شنیده شده ازبلندگو از آنها می خواهد تا ساکت باشند و گوش دهند. صدای بلندگو ادامه دارد: "یکبار در ماه به کلاسهای شما سر خواهیم زد، در این بازدید به شما نمره انضباط می دهیم." صدا ادامه می دهد: "همدیگر را اذیت نکنید، تو حیاط مدرسه ندوید، آشغال روی زمین نریزید..." کارگردان فیلم بیانیه واضحی را ارائه می دهد: اینجا مدرسه است، مکانی برای یادگیری. اینجا مکانی برای بازی نیست، جایی برای کنجکاوی نیست. جایی ایست که فقط باید مقررات و دستورات را اجرا کرد. جایی که تنها باید آنچه را یاد گرفت که به آنها می گویند. زمانی که مقررات مدرسه همچنان اعلام می شود، دختر کوچک نیمه بیدار با موژه های خود بازی می کند در حالی که دیگر بچه ها همچنان به بازی با مقنعه های خود مشغول هستند. صدای بلندگو ادامه می دهد: " کسانی که مقررات و انضباط رو رعایت کنند جایزه می گیرند و یا به عنوان مبسر برگزیده می شوند. "در حالی که اعلام مقررات و دستورات ادامه دارد، من نمی توانم به آینده این بچه ها فکر نکنم، چگونه آنها در اجتماعی که در آینده به آن وارد خواهند شد، رفتار خواهند کرد، روابط دوستانه، اجتماعی و آینده شان، فرزندانشان؟ نمی توانم از فکر کردن دست بردارم که آیا این مقررات برای تربیت دانش آموزان است یا برای کنترل آنها، افکارشان و زندگیشان؟ برای تغییر دادن کردار این بچه ها بر اساس شرایط معینی که آنها در آینده با آن روبر خواهند شد... نمای بعدی، بچه ها را در حال ورزش صبحگاهی نشان می دهد، پر از انرژی و پر از نشاط زندگی! همه با هم فریاد می زنند "هورا". در تضاد با رنگ صورتی-بنفش با نشاط کودکان مدرسه ای، فیلم، ما را مجدد به فضای شلوغ و ترافیک روزانه تهران می برد. اما اینبار تمرکز روی بزرگترهاست، مردها و زنها همه در رنگهای سیاه و تیره، رنگ غم، رنگ مرگ. در رادیو صدای گوینده زن، افراد را به شادی می خواند: "به حرف یک فیلسوف توجه کنید: هیچ گاه لبخند زدن را فراموش نکنید، زیرا همه آن را دوست می دارند..." دوربین 3 سکانس کوتاه را نشان می دهد، جایی که مسافران در ماشینها سرشان با دستشان در برگرفته اند در حالی که آرنجشان به در ماشن تکیه کرده است، در بسیاری از فرهنگها، این سمبولی است از، غم. بیانی قوی و طعنه آمیز در سکانسهای مملو از حس رنگها، شادیها، دوران کودکی، بزرگسالی، سیاهی، اندوه... وجود دارد. تصویرچراغ قرمز خیابان همرا با صدای بلند گو همراهی می شود: " جلوی کسانی که روزه دار هستند چیزی نخورید. جایی باشید که کسی شما را هنگام خوردن نبیند..." بچه ها همه جا و در همه حال دوست دارند چیزی بخورند...سکانس آخر فیلم با دویدن شتابان بچه ها در میان ماشینها آغاز می شود. در همان زمان دیگر بچه ها از حیاط مدرسه به کلاسهایشان می روند. درهای مدرسه هم اکنون بسته است. دو تا از بچه های مدرسه دیر کرده اند. پشت در ایستاده اند و التماس می کنند که داخل راهشان بدهند. صاحب صدایی که پیش از این از بلندگو شنیده می شد هم اکنون با آن دو صحبت می کند. او از راه دادن این دو دختر که دیر کرده اند امتناع می کند. سکانس التماس بچه ها همچنان ادامه دارد، سرانجام می گذارد که بچه ها داخل شوند. آنها به خاطر آنکه دیر کرده اند تنبیه می شوند، تنبیه می شوند زیرا قوانین مدرسه را اجرا نکرده اند، زیرا به انداره کافی مقرراتی نبوده اند. به عنوان تنبیه باید روی یک پا گوشه دیوار جلوی دیگر همکلاسیها بایستند. من در علم روانشناسی متخصص نیستم اما معتقدم که تنبیه به بچه ها می آموزد که اگر قانون را زیر پا گذارند نتیجه بد و منفی برایشان خواهد داشت. به آنها نمی آموزد که مسئولیت پذیر باشند و دانش و نیازها و تجربه هایشان را وسعت بخشند. تماشای سکانس آخر دردناک است. سکانسی است که تنها از روی صدا می توانید تشخیص دهید که غرور و احترام به خود این دو کودک شکسته می شود و شاید سالها لازم باشد که حس اعتماد و احترام نسبت به خود به
آنان باز گردد. فیلم مراسم صبحگاهی درباره ایران و مدارس این کشور از هسته و اصل آن بسیار می گوید. این فیلم درباره تغییری است که هر کسی از کودکی به بزرگسالی آن را تجربه می کند.